از آنجا كه نشئهى خاصّ وى بود گفت :
« أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ »
. « 181 » و مراد از گفتن « من » آدمى است .
و ليس إلّا النّزاع و هو عين ما وقع منهم . فما قالوه فى حقّ آدم ، هو عين ما هم فيه مع الحق . فلو لا أنّ نشأتهم تعطى ذلك ما قالوا فى حقّ آدم ما قالوه « 182 » و هم لا يشعرون .
« ما » [ در « ما قالوه » و در « ما هم فيه » و در « ما قالوه و هم لا يشعرون » « 183 » ] موصوله است ؛ و در « ما قالوه في حقّ آدم » « 184 » بمعنى نفى است .
يعنى : اين معنى كه [ بر ملائكه غالب شد ، و بر ايشان حكم كرد ، تا اين قول در شأن آدم گفتند كه :
أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها
« 185 » ] نيست ، الّا منازعت و مخالفت امر حق - جلّ جلاله - . و آن نزاع و نقص آدم كه گفتند ، عين آن چيزى است كه از ايشان صادر گشت ؛ و با حضرت حق - جلّت عظمته - ايشان در عين آن نقص افتادند ؛ و ندانستند . چرا كه : ايشان [ را ] غرض از عرضه كردن نقايص آدم - از فساد و سفك دماء - بيان آن بود كه : آدمى جهل و نافرمانى و مخالفت حق - تعالى - پيشه گيرد ؛ و در نشئهى وى اين عيب مىبينيم . و خود در ملائكه اين نقص و عيب و جهل و مخالفت بوده ؛ و خود نمىدانستند . كه اگر در ايشان آن نبودى ، و نه نشئهى ايشان ، ايشان را ، بر اين داشتى ، هرگز در حقّ آدم اين سخنها نگفتندى . و ليكن گفتهاند : « از كوزه همان برون تراود
هامش
( 181 ) - ق ( 2 - 30 ) ا تجعل
( 182 ) - ن : ما قالوا ( ك )
( 183 ) - ن : ما قالوا و هم ( ك - ش - ت )
( 184 ) - ن : ما قالوا فى ( ش - ت - ك )
( 185 ) - ق ( 2 - 30 ) أ تجعل