و توحيد حاصل از اين قرب ، قرب فرائض و توحيد قرب فرائض نام نهادهاند .
در مرتبهء أول ، يعنى در توحيد حاصل از قرب ناشى از اتيان به نوافل ، عبد فاعل فعل خود و حق بهمنزله آلت و واسطهء فعل عبد است .
و كلام معجز نظام « لا يزال يتقرب إلى العبد بالنوافل ، حتى أحبه ، و إذا أحببته كنت سمعه و بصره و يده . . . » به آن ناظر است .
در قرب فرائض عبد آلت فعل حق و حق متجلي در صورت عبد است و كلام معجز نظام و بلاغت انتظام قال اللّه على لسان عبده « سمع اللّه لمن حمده » و كلماتى نظير « بي يسمع و بي يبصر . . . » اشارت به اين قسم از قرب است و مرتبهء بالاتر از اين دو قرب عبارتست از جمع بين اين دو قرب كه ناشى از كمال و احاطهء عبد است بر اين دو مقام ، و وصول بمقام جمعى الهى در اين مقام عبد به يكى از اين دو قرب مقيد نيست و بهر دو قرب متحقق و مطلق از تقيد به يكى از اين دو مىباشد .
در قسم سوم عبد به جمع بين دو قرب بدون تقيد به يكى و بىمناوبه ، كه زماني بقرب نوافل و زماني بقرب فرائض مقيد باشد ، بل بهر يك از دو قرب و احكام آن تحقق يابد .
مقام جمع الجمع و مرتبهء قاب قوسين و مقام كمال عبارت از اين مقام است و كريمهء
« إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ . . . »
لسان اين مقام جمعى الهى است .
مرتبهء چهارم از توحيد و قرب عبارتست از مقام عدم تقيد عبد سيار باحوال سهگانه و بلوغ بمقام و مرتبهء اطلاق و عدم تقيد عبد سالك بقرب نوافل و فرائض و عدم تقيد به جمع بين اين دو و عدم تقيد به هيچ حالى از اين أحوال و وصول به مرتبهء اطلاق نسبت بقيود مذكوره در