13 ) در مجموعهء شمارهء 318 مراد بخارى ( فيلم 2367 كتابخانهء مركزى دانشگاه تهران ) كتابت محمد بن حسين خرقانى در سال 690 در مدرسهء سلطانيهء تبريز ، رسالهاى دربارهء خرقهء شيخ سيف الدين مندرج است .
14 ) در خير المجالس ( ملفوظات چراغ دهلى ، نظام الاولياء ) تأليف حميد قلندر در سال 755 نقلى دربارهء مزار سيف الدين هست ( ص 266 ، چاپ خليق احمد نظامى ، عليگرهء هند ) بدين صورت :
« . . . قدم بوس روزى شد . شش روز در عرس خدمت شيخ مانده بود ساختگى مىشد . مناسب فرمودند كه در بخارا چون عرس شيخ سيف الدين باخرزى مىرسد جملهء خلق شهر طعام مىكند و سى ديه در روضهء شيخ سيف الدين وقف است . از هر ديهى چهل هزار دينار حاصل مىشد . در بخارا چهار عيد شود . دو عيد و يك عرس شيخ سيف الدين و يك عيد در ماه شعبان روزى است كه اجماع خلق شود » .
15 ) قلقشندى در صبح الاعشى ( 4 : 474 ) تفصيلى دربارهء روابط ميان سيف الدين و منكو خان دارد و به صفحهء 4 : 390 نيز مراجعه شود .
16 ) در رشحات عين الحيات تأليف صفى كاشفى ( تهران ، 1356 ، چاپ على اصغر معينيان ) اشاراتى به كرامات سيف الدين آمده است ( ص 54 - 55 و 118 ) .
17 ) اين بيت شوخى را دربارهء يكى از باخرزيها در كتاب حسن المآب نسخهء خطى شمارهء 1746 كتابخانهء ملى ملك ديدم :
شرط كردم دگر كه با تو زيم * چون مرا گفتهاند باخرزى
مرحوم محمد تقى مدرس رضوى تفصيل مطايبهاى منظوم را كه صاحب روضات الجنات به خواجه نصير نسبت داده است ، در كتاب احوال و آثار خواجه تأليف خود نقل كردهاند . خواجه گفته بوده است :
مفخر دهر شيخ باخرزى * باللّه ار تو به ارزنى ارزى
با خردمند كى توانى زيست * چون ترا گفتهاند باخرزى
ايشان نوشتهاند كه در جنگى اين مطايبه را چنين ديدهاند :
هله اى سيف دين باخرزى * باللّه ار تو به ارزنى ارزى
كى تو با آدمى توانى زيست * چون ترا گفتهاند باخرزى
سيف الدين جواب گفته بوده است :
برو اى دوست طاعتى مىكن * تا به كى فسق و معصيت ورزى
آخر عمر با تو خواهم زيست * چون ترا گفتهاند باخرزى
18 ) بناكتى در روضة اولى الالباب فى معرفة التواريخ و الانساب تفصيلى مربوط به يك هزار بالش نقره