يادداشتهاى تازهياب
با ياد دربايست از بديع الزمان فروزانفر
نخستين چاپ اوراد الاحباب و فصوص الآداب در سلسلهء انتشارات دانشگاه تهران و به يادگار نخستين كنگرهء ايران شناسان كه در نهم شهريور 1345 ( تهران ) تشكيل شده بود ، انتشار يافت . سپس چاپ ديگرى به قطع كوچك در سال 1358 پخش شد .
اينك كه دانشگاه تهران چاپ نوينى از آن را به صورت « لوحى » انتشار مىدهد ضرورت چنين است كه بعضى يادداشتها و نكتههاى تازهياب در قلم آورده شود مگر جويندگان و پژوهندگان آينده را از باب كتابشناسى و شناخت مراجع سرگذشت سيف الدين باخرزى سودمند افتد .
البته بمناسبت دستيابى به مطالب نوينى كه در سرگذشت سيف الدين ( طى سى و هشت سال از زمان طبع اول ) به دست آمده است اقتضا چنان مىرفت كه مقدمه را در هم ريزم و بازنويسى كنم . اما در قبال لوحى بودن چاپ كنونى و بىفرصتى خود ، يادداشتهاى فراهم آمده را براى آگاهى دوستداران و سنجش و پژوهش كسانى كه به زندگى سيف الدين خواهند پرداخت پشتاپشت درين جا به ثبت در مىآورم .
1 ) در فهرست مخطوطات دار الكتب مصر ( جلد اول ، ص 232 ) تحت شمارهء 1015 رسالهاى در تصوف معرفى شده است كه با سيف الدين مرتبط است ( جزء مجموعهء 193 تيمور - ورق 81 - 83 ) و در سفرى كه به مصر رفتم توفيق حاصل شد كه از اين نسخه عكس تهيه كردم و آن را تحت عنوان « وصاياى سيف الدين باخرزى براى سيد شمس الدين محمد بن حسن بن على حسينى » در « فرهنگ ايران زمين » ( جلد بيستم ) به چاپ رسانيدم . در خاتمهء رساله نام مؤلف « ابو المعالى سعيد بن المطهر بن سعيد بن على بن الحسين بن على الباخرزى » آمده است . اين رساله در بخارا تأليف شده است . استفادهء خاص كه از آن حاصل مىشود اين است كه نام جد اعلاى شيخ را ازين نسبنامه مىتوان بر شجرهء تنظيمى خاندان او افزود .
2 ) در مجالس النفائس امير على شير نوائى دو رباعى از سيف الدين نقل شده است ( ص 320 ) .
3 ) در مشيخهء خطى سعد الدين حمويى از ظهير الدين حسن بن ناصر بن جلال الدين مسعود خطيب كرمانى نسخهء شمارهء 2143 كتابخانهء مركزى و مركز اسناد دانشگاه تهران ( فهرست آنجا ، 9 : 792 ) داستانى صوفيانه نقل شده است كه با سيف الدين باخرزى مرتبط است . نيز صفحات 784 و 787 و 799 ديده شود .