عالم جبروت ، اشارت بدان است بيارند ، و در كعبهء دل بگشايند و او را به مأمن عالم جان در آرند و از مشاهدهء جمال جانان برخوردار گردانند .
223 - بعد از اين كار به عنايت ازلى افتاد ، بعضى را در مقام قرب درجات عالىتر افتد و بعضى را به قدر استعداد پستتر . و هرچند كه پست بود آن را پست نتوان گفتن ؛ مع هذا بيان قرآن چنين است كه :
وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ
. [ 43 / 32 ] و اين آيت در اين معنى شاهدى صادق است اگر چه ميدان سخن فراخ است اما اشارت كلموا الناس على قدر عقولهم 46 - عقال توسن بيان است ، و افشاء سر الربوبية كفر 47 - ختم بر گنجينهء زبان است . قصه مىنوشت ، چون قلم اينجا رسيد ، سر بشكست .
224 - مقصود از اين رمز آن است تا بر ظاهر امور بنهايستند و در هر صورتى كه نگاه كند ، بايد كه از معنى آن غافل نماند ، و جهد كند تا به باطن امور در رود و سر آن را دريابد ، تا عجايب صنع حق در تربيت بندگان تفرج كند . و اگر در باطن فروماند ملحد باشد و اگر از ظاهر در نگذرد ، مجسم 48 - باشد ، و اگر ظاهر و باطن جمع كند كامل باشد .
225 - بارى بيقين بىترك دنيا و وداع نفس و هوا قدم در برارى غيب نتواند نهادن . و بىآنكه در عقبة الشيطان به تيغ ذكر سر دزدان شياطين بردارد به سلامت از برارى غيب نتواند گذشتن . و تا كفن بىاختيارى در ذات العرق جان بر دوش نزند بر عرفات عرفان نتواند آمدن . مردى مىبايد كرد و از اين دنياى 23 فانى قدم بيرون نهاد و همچون مردان دنيا را گفتن :
طلقتك ثلاثا لا رجعة لى فيك ، تا هم در دنيا بياسايد و هم در آخرت ، بهآسانى بر صراط گذر تواند كرد ان شاء الله العزيز و ما ذلك على الله العزيز .