را ندا كرده بدخول باب ثانى از كلمه علويت تفصيليه كه مسمى است بباب الباطن و باب الولايه و باب العلوية و باب الامتثال و باب الاجابه اختتام فرمايد تا بهواسطه تائيدات ربانيه الهيه و الهامات ملكوتيه جبرئيليه و شفاعات احمديه محمديه ص نشئات علويه و جذبات ولويه بر باطن او فايض شود و بايد حرف آخر از كلمه علويه تفصيليه را كه مسمى است به سر مكنون بعدد عين الجمع مكرر نمايد و چون از غلبه نشئه علويه و قوت جذبه ولويه كار سالك به جائى مىرسد كه عنان سلوك از دست بيرون مىرود و مجذوب مطلق مىگردد اگرچه گليم خويش از امواج خطرات بيرون مىآورد ليكن غرقههاى بحار جهالات را دستگيرى نمىتواند نمود و اگر قانون سلوك كه نتيجه مقام نبوتست از ميانه مرتفع شود راه افاضه عالى بر سافل و استفاضه سافل از عالى منقطع گردد چرا كه وصول فيض موقوفست بر وجوه برزخ ذو جهتين و متوسط بين العالمين كه انسان سالك مجذوب يا مجذوب سالك باشد لهذا سالك بايد از جذب مطلق رجوع به سلوك نموده نشئه شراب زنجبيلى جذب را با كيفيت شراب كافورى سلوك بياميزد و عود بمقام نبوت كه مقام فرق بعد الجمع است فرموده ثانيا متخلق
مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة كنز الأسرار نورعليشاه 316
مساهمون: گروهى از نويسندگان
صكنز الأسرار نورعليشاه ٣١٦