تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انتها نامه ( فارسى ) — صفحة مقدمهء كتاب 38

مساهمون:

صمقدمهء كتاب ٣٨
طالبى كه از خود فنا شد ، بنده نماند ، خدا ماند و همه كارهايش از خدا باشد 190 مثال خلق مثال نى است ، نى پرشكر مؤمن و نى خالى حيوان 201 آدمى از حق پر است و به همين دليل او را نمىبيند 201 اگر قال را اعتبارى است به‌هرحال است 203 در بيان آنكه شعر اوليا تفسير قرآن است 206 در تقرير آنكه صحبت اوليا حال تو را مبدل كند 207 در بيان اينكه ازين خودى بايد مردن و در تفسير حديث : الناس نيام . . . 208 هرچه اول نبود نيست خواهد شد از جمله زمين و آسمان و ما فيها 211 در تفسير حديث : نوم العالم خير من عباده الجاهل 214 در بيان احوال مولانا جلال الدين ، و بحثى در سماع 219 در تفسير حديث : اوليايى تحت قبابى لا يعرفهم غيرى 222 تا اين عالم موجود است حق تعالى را ولى و اصل موجود است 224 حق تعالى جوينده را محروم نمىكند 225 خداوند انبيا را فرستاد تا نعم داده شده به خلق باقى بماند 231 انبيا و اوليا عين ذكر هستند كه فرمود : انا نحن نزلنا الذكر 231 حق تعالى همه اشياء را خلق كرد و بر آنها محيط است 236 خداوند از كسى دور و جدا نيست 236 در بيان احوال طالب 238 رتبت در آدمى دانش است و آن معرفت خداست 240 در تفسير : انى جاعل فى الارض خليفه 242 در بيان آنكه خوشىهاى عالم با ناخوشى آميخته است 246 چون در خود طلب و عشق خدا بينى آن را از خود مدان از حق دان 248 روز قيامت حق تعالى اعمال را مجسم مىكند 249 در بيان اين خبر : سبقت رحمتى غضبى 251 در تقرير اين حديث : ان لله تعالى عبادا اذا نظروا الى عباده . . . 251 آدمى به هرچه مشغول شود رنگ آن را مىگيرد 254 در بيان آنكه حق تعالى تن آدمى را از چهار عنصر آفريد و . . . 258 پند انبيا و اوليا در طوفان اين دنيا چون كشتى نوح است 261