در بيان آنكه عظمت درياى قدرت حق تعالى بىنهايت است 39
علت اعطاى كوشش از جانب حق تعالى به بنده 42
در بيان آنكه اين عالم در علم حق معنى بود چون به قدرت مصور شد . . . 45
در بيان ظلم انسان بر خود 47
در بيان آنكه سير و اصل در وصال و شناخت خداست 49
ارائه قدرت حق به واصلان با تخريب صنع . . . 52
در بيان آنكه هر هستى كه آدمى را حاصل شد از نيستى شد . . . 53
در تقرير آنكه تن به جان زنده است 54
در بيان آنكه بو رهبر است به اصل 58
قدر و قيمت اجسام از ارواح است 62
ولى خدا مظهر خداست 66
در هر صنعى صانع را بايد ديدن 66
در بيان آنكه جهد آدمى بىعنايت خدا كارگر نباشد 70
اولياى حق زير قبههاى حقاند تا كسى ايشان را نبيند 74
خلق چون بازان مردارخوارند 80
در بيان آنكه عمارات بهشت زنده و ناطق باشند 81
غرض آدمى را كور و كر مىكند 84
در بيان تركيب آدمى از نور و ظلمت 87
در بيان سخن موسى كه گفت : ارنى انظر اليك . . . 90
همه عجايبها در وجود آدمى است 93
سبب ميل انسان به اين جهان 96
در بيان محو عاشق در معشوق 100
تفسير سخن حق تعالى كه :
أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ
101
در چگونگى آفرينش آسمانها و زمين 106
مؤمنان از قديم مقرب حق بودهاند 108
خداوند خلق را در اين دنياى ظلمانى آفريد و بر آنها نور نثار كرد 114
احوال و خوشى عالم آخرت را تا كسى نديده نداند 116
تفسير حديث : ابيت عند ربى . . . 118