از كجا معلوم فرمودى ؟ حال باز گفتم . و ابو القاسم روزگارى مستغرق عبادت داشت و در سنهء اثنين و سبعين و ثلاثمائة به جوار حق پيوست .
و از مشاهير مشايخ فارس شيخ الشيوخ ابو الحسن بن سالبه بود - رحمة اللّه عليه ، از بيضاء .
و اين لقب شيخ الشيوخ از لفظ يكى از كبار مشايخ يافته ، و مشايخ بزرگ يافته بود ، و صاحب كرامات بود ، و در تل بيضاء مرقد مبارك اوست ، و وفاتش در سنه ثلاثمائة بود .
و از ائمه و مشاهير مشايخ شيراز يكى جد اعلاء اين ضعيف بود سيد الاقطاب روزبهان - قدس اللّه روحه العزيز - كه مقتداء ارباب طريقت بود ، و او را شطاح فارس خوانند ، و ذكر كرامات و حالات او در اطراف و اكناف جهان معروف و مشهور ، و او را تصانيف است بسيار ، از تفسير و شرح احاديث و اصول و فقه و غيره .
اما كرامات و عجايب احوال مباركش از تقرير به تحرير نرسيده ، و سيرتنامهء معين به ذكر احوال عزيزش در قلم نيامده .
بعد از نود و چهار سال از وفات مباركش جمع اكابر شيراز از اين ضعيف كه مؤلف اين كتاب است و كمترين اولاد و اسباط اوست ابراهيم بن روزبهان - اصلح اللّه شأنه و صانه عما شأنه - استدعا كردند تا سيرتنامهء شيخ جمع كند و طايفهء مريدان و زمرهء مخلصان حضرت شيخ عظيم مشتاق اين معنى بودند .
اذ المرء لم يبصر خيام حبيبه * تسلى باصوات الحمام المغرد
يفوح نسيم القرب من ترب قبره * لكل مريد صادق القلب مسعد
فلا تحسبوا شعرى جمالا لحاله * و لكنه زين لفرعى و محتد « 1 »
هامش
( 1 ) - زمانى كه انسان جايگاه حبيب را نبيند خود را به بانگ كبوتران تسلى مىدهد . نسيم قرب او از خاك قبرش براى هر مريد پاكدل و سعادتمند مىوزد . گمان نكنيد شعر من تحسينى براى اوست ، بلكه نمودارى از خاندان و سرشت خود من مىباشد .