تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الحقايق ( فارسى ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
هفتم - آنكه متقى و پرهيزكار باشد و حلال و حرام داند « 1 » . هشتم - آنكه ترك طمع و حرص كند . نهم - آنكه با هيچ‌كس سخن نگويد مگر به ضرورت و هرگز به خود گمان دانايى نبرد . دهم - آنكه اخلاق نيك حاصل كند . يازدهم - آنكه پيوسته برياضات و مجاهدات مشغول باشد . دوازدهم - بىدعوى باشد و هميشه نيازمند بود . كه اصل جمله سعادات و تخم همه درجات اين دوازده چيزست . در هر كه اين دوازده چيز باشد مردى از مردان خداست و سالك حقست و در هر كه اين‌ها نباشد اگر صورت عوام دارد و در لباس عوام است حيوانى است بلكه از حيوان فرودتر
أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ
« 2 » و اگر صورت خواص دارد و در لباس عوام است ( كذا فى الاصل - شايد : خواص است ) ديوى است گمراه‌كننده مردم
الْخَنَّاسِ الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ
« 3 »

فصل در بيان نصيحت

اى درويش بر تو باد كه از سه طريق يك طريق پيش گيرى - اول - اگر استعداد و قوت آن دارى كه دانا و محقق شوى و به دلايل قطعى و برهان عقلى مذهب مستقيم را ازين ميان مذاهب مختلف بيرون آرى ميان دربند كارى كن كه از تقليد كارى برنيايد و از گفتن :
إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ
« 4 » چيزى نگشايد و اگر استعداد و قوت اين ندارى دانايى از دانايان و محققى از محققان « 5 » طلب كن و عذر ميار كه نمىيابم كه جوينده يابنده است و خود را رخصت مده كه درين زمان ما مردان خدا نيستند كه عالم خالى از ايشان نباشد و چون يافتى نگاه‌دار و خدمت او را غنيمت شمار و صحبت او را سر همه نعمتها دان و خود را
هامش
( 1 ) - و پرهيزكار و حلال‌خوار بود ( 2 ) - اعراف 179 ( 3 ) - ناس 4 - 6 ( 4 ) - زخرف 23 ( 5 ) - و مردى از مردان