رساله هشتم - در بيان كتاب الله و كلام الله و در بيان قرآن و فرقان « 1 » كه در آخر رساله اول بعضى از آن بطريق اجمال بسبيل ضرورت مقرر و مبين شد و محرر و معين گشت .
رساله نهم - در بيان حقيقت اسلام و ايمان و [ احسان و عيان ] و در بيان آنكه حقيقت صوم و صلاة و زكات چيست و بر كيست . « 2 »
رساله دهم - در بيان صاحب شريعت و قائم قيامت و در بيان آنكه اديان و شرايع چندست و نسخ شريعت چيست و چراست .
خاتمة الكتاب - در بيان آنكه ختم نبوت و ختم ولايت چيست و هرگز اينچنين كه هست نبود و در قيامت كه عالم كه اينچنين كه هست نباشد .
فصل « 3 »
بدانكه آنچنانكه درخواست درويشان بود در هر رساله اول سخن اهل شريعت باز سخن اهل حكمت باز سخن اهل وحدت بيان كردم اما آنچه اعتقاد اين درويش و اختيار اين بيچاره است در اين كتاب نياوردم از جهت آنكه هر آدميى كه باشد همه چيزها را نداند و نه هر چه آدمى داند بتواند گفت و نوشت « 4 » بلكه از صد هزار كس يك كس دانا باشد و آنكه دانا باشد از هزار چيز كه بداند يكى بتواند گفت و از هزار چيز كه بتواند گفت يكى چنان باشد كه بتواند نوشت كه نوشته بدست اهل و نااهل افتد و منظور نظر مستعد و نامستعد شود اى درويش همه كس را استعداد ادراك حقايق نباشد كه آدميان در تحصيل علوم به تفاوتند بلكه در جمله كارها از جهة آنكه هر يك آلت كارى و مظهر چيزىاند پس هر يك غير كار خود نتوانند « 5 » اينست معنى « اعملوا كل ميسر لما خلق له » « 6 » و اگر چنان بودى كه جمله را استعداد يك چيز بودى نظام عالم كبير نبودى چنان كه در آدمى كه عالم صغير است و نمودار آن اگر جمله اعضاى آدمى
هامش
( 1 ) - در بيان كلام اللّه و كتاب اللّه و در بيان قرآن و فرقان . رساله نهم
( 2 ) - و احسان و عيان و در بيان آنكه حقيقت صلاة و زكات و صوم كه چيست و از براى چيست
( 3 ) - فصل - در ترتيب كتاب موافق خواهش مريدانش
( 4 ) - از جهت آنكه نه هر آدمى كه باشد همه چيز را بداند و نه هر چه بداند بتواند گفت و نه هر چه بتواند گفت بتواند نوشت
( 5 ) - پس هر يك كار خود توانند كرد
( 6 ) - اينست معنى كل ميسر . . الخ