عافيت خدايست پس هر كه عافيت مىخواهد امان مىخواهد « 1 » يعنى مىخواهد كه دست و زبان وى از شهوت و غضب چنان بود كه بهواسطه ايشان زحمتى و ندامتى بوى نرسد و بعضى از اهل شريعت گفتهاند كه در عصمت خداى آنكس است كه اعضاء و جوارح وى هرگز بىفرمانى نكرده باشد و هرگز بىفرمانى نكند و بىفرمانى از ايشان تصور ندارد . و در عافيت خداى آنكس است كه اعضاء و جوارح وى بىفرمانى كرده باشد اما اين ساعت نكند و در فرمان او باشد پس هر كرا اعضاء و جوارح در فرمانست او امير است و امير لقب اوست و هر كرا اعضاء و جوارح در فرمان « 2 » نيست اسير است و اسير لقب اوست اسير دست و زبان و بنده فرج و شكم است .
فصل در فهرست رسالات
« فاتحة الكتاب » در بيان آنكه مذاهب مختلف در امت محمد ( ص ) چند است و خلاف از كجاست و كى ظاهر شد و اصل خلاف و مذهب مستقيم كدامست .
رساله اول - در بيان وجود و آنچه تعلق بوجود دارد .
رساله دوم - در بيان انسان و آنچه تعلق به انسان دارد .
رساله سيوم - در بيان سلوك و آنچه تعلق بسلوك دارد .
رساله چهارم - در بيان توحيد و آنچه تعلق بتوحيد دارد .
رساله پنجم - در بيان معاد و آنچه تعلق بمعاد دارد .
رساله ششم - در بيان دنيا و آخرت و آنچه تعلق به آن دارد و شب قدر و روز قيامت و حيات و ممات .
رساله هفتم - در بيان هفت آسمان و « 3 » زمين كه كدامست و حج گزاردن عبارت از چيست و چند نوع است .
هامش
( 1 ) - امان مىخواهد از خود
( 2 ) - فرمان او نيست
( 3 ) - و هفت زمين كدامست و تبديل زمين و طى آسمان چيست و زمين عرفات و زمين قيامت كدامست و حج گزاردن الخ