هدايت در « رياض العارفين » ص 61 بنام اوحدى كرمانى ثبت كرده است . )
* * * صفحه ( 157 )
جويان اتصال بسى خلق و حق عزيز * كز نيستان بهست محالست اتصال
وصل و فراق خلق دو چيز اقتضا كند * او نيست جز يكى نه فراقست و نه وصال
صفحه ( 159 )
هر نقش كه بر تخته هستى پيداست * آن صورت آنكس است كان نقش آراست
درياى كهن چو برزند موجى نو * موجش خوانند و در حقيقت درياست
( ايضا منسوب است به بابا افضل كاشى مصنفات ج 2 ص 756 / 28 گرچه جامى در نفحات آن را بكمال الدين عبد الرزاق كاشى نسبت داده است نفحات ص 486 )
* * * صفحه ( 162 )
حديث عاشقان اين بد سنائى * سخن كوتاه شد الله اكبر
* * * صفحه ( 163 )
جهان را بلندى و پستى توئى * ندانم چهاى هرچه هستى توئى
( درباره سراينده اين بيت بتعليقات مراجعه فرمايند )
* * * صفحه ( 168 )
آن را كه نشان داغ عشق است * بر چهره او چو نور پيداست
صفحه ( 170 )
باخودى كفر و بيخودى دين است * آنچه گفتيم مغز آن اينست
صفحه ( 201 )
به يك ساعت به يكلحظه به يكدم * دگرگون مىشود احوال عالم
در نسخه آستانه پس از اين بيت اين دو بيت نيز آمده است :
از آن جانب هميشه جود و تكميل * وز اينجانب بود هر لحظه تبديل
چو دريائيست وحدت ليك پرخون * كزو خيزد هراسان موج مجنون
( عطار ؟ )
صفحه آخر
تا هست غم خودت نبخشايندت * تا با تو تو هست هيچ ننمايندت
تا از خود و هر دو كون فارغ نشوى * اين در مزن اى خواجه كه نگشايندت