صفحه ( 67 )
چو بد كردى مباش ايمن ز آفات * كه واجب شد طبيعت را مكافات
اين بيت از نظامى گنجوى است و پس از آن چنينست :
به چشم خويش ديدم در گذرگاه * كه زد بر جان مورى مرغكى راه
هنوز از صيد منقارش نپرداخت * كه مرغى ديگر آمد كار او ساخت
* * * صفحه ( 68 )
راحت مطلب دلا اگر مىشنوى * در مزرعهء خود آنچه كشتى دروى
القصه از اين قضيه رمزى بشنو * آزرده كسى مكن كه آزرده شوى
* * * صفحه ( 100 )
اى نسخه نامه الهى كه توئى * وى آينه جمال شاهى كه توئى
بيرون ز تو نيست هرچه در عالم هست * از خود بطلب هر آنچه خواهى كه توئى
( اين رباعى كه در مرصاد العباد ص 3 نيز آمده است در ضمن رباعيات بابا افضل كاشى ضبط شده است .
مصنفات بابا افضل ج 2 ص 39 / 766 )
* * * صفحه ( 100 )
در جستن جام جم جهان پيمودم * روزى ننشستم و شبى نغنودم
ز استاد چو وصف جام جم بشنودم * خود جام جهاننماى جم من بودم
( اين رباعى نيز در جمله رباعيات منسوب به بابا افضل مضبوط است . ص 26 / 754 ولى « هدايت » آن را از « زين الدين نسوى » دانسته است . رياض العارفين 333 ) .
* * * صفحه ( 104 )
بمير اى دوست پيش از مرگ اگر مى زندگى خواهى * كه « ادريس » از چنين مردن بهشتى گشت پيش از ما
( اين بيت از قصيدهء مشهور حكيم سنائى غزنوى است بمطلع :
مكن در جسم و جان منزل كه اين دون است و آن و الا قدم زين هر دو بيرون نه نه اينجا باش و نه آنجا ديوان چاپ استاد مدرس رضوى / ص 51 - 57 )