تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الحقايق ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
تا از اين غرور و پندار هم بميرد و از اين خواب هم بيدار شود كه اين وجود را چنان كه اين وجود است هيچ‌كس ندانست و نخواهد دانست .

فصل در تاريك شدن كواكب و در بىنور گشتن ماه و آفتاب

بدانكه كواكب عبارت از مبادى و اجزاء نور است و ماه عبارت از متوسط است از كل استفاضه مىكند و بر اجزاء افاضه مىكند چون اين مقدمات معلوم كردى اكنون بدان كه چون نور آفتاب كه نور كل است ظاهر شود و منبسط گردد و وحدت نور پيدا آيد نور كواكب و نور ماه و نور آفتاب محو شود متعددى نماند
« وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ »
و متوسط نماند و
« خَسَفَ الْقَمَرُ »
و مستفيض به مفيض پيوندد
« وَ جُمِعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ »
و چون مستفيض با مفيض يكى شود نه از افاضات اثرى ماند و نه از استفاضه
« إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ »
يعرف بالتأمل . بدانكه بعضى هم از اهل وحدت مىگويند كه نور يكى هستى اما اين نور وقتى منتشر است و از چندين هزار دريچه بيرون بتابد و وقتى مجتمعست و از يك دريچه بيرون مىتابد چون اين مقدمات معلوم كردى اكنون بدانكه وقتى آن نور مجتمعست و از يك دريچه مىتابد نمودار آن نور آفتاب است ] .

فصل

چون اين مقدمات معلوم كردى اكنون بدانكه جسم عناصر هر يك طبقهء از اطباق ارض باشد و طبيعت عناصر يك طبقه از اطباق ارض باشد ( ؟ ) و روح حيوانى يك طبقه از اطباق سما باشد و قالب انسانى يك طبقه از طبقات ارض باشد و روح انسانى يك طبقه از طبقات سما باشد و اجرام افلاك سيارات يك طبقه از طبقات ارض باشد و نفس فلكى يك طبقه از طبقات سما باشد و فلك ثابتات يك طبقه از طبقات ارض باشد و نفس فلك ثابتات يك طبقه از اطباق سما باشد و فلك الافلاك يك طبقه از اطباق ارض باشد و نفس فلك الافلاك يك طبقه از اطباق سما باشد - پس هفت طبقه آسمان و هفت طبقه زمين باشد و امر خداوند در اين سماوات و ارضين نزول مىكند و عروج مىكند اينست معنى :
اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ
« 1 » و آسمان و زمين را آدم و حوا خوانند پس آسمان و زمين هفت نوع آمد و آدم و حوا هفت نوع باشد .
هامش
( 1 ) - طلاق 12