سطبرى هر آسمانى پانصدساله راه است و از آسمانى تا آسمان ديگر پانصدساله راه است و بر هر آسمانى يك كوكب بيش نيست ازين كواكب هفتگانه باقى جمله كواكب بر آسمان اولند كه بما نزديكتر است چنان كه مىفرمايد :
إِنَّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِزِينَةٍ الْكَواكِبِ وَ حِفْظاً مِنْ كُلِّ شَيْطانٍ مارِدٍ
« 1 » و كوه قاف گرد زمين درآمده است و كرانهاى آسمان بر كوه قافست و كرسى بالاى هفت آسمانست :
وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
« 2 » و عرش بالاى همه است و عرش و كرسى و هفت طبق آسمان و هفت طبق زمين جمله ساكنند و حركت ندارند .
فصل
بدانكه اينها كه گفته شد در ازل هيچ نبودند چنان كه مىفرمايد : « كان الله و لم يكن معه شيئى » و ديگر مىفرمايد كه :
اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ
« 3 » جمله را خداوند تعالى بيافريد بىماده چنان كه مىفرمايد :
الْحَمْدُ لِلَّهِ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
« 4 » و فطير چيزى را گويند كه او را ماده نباشد باز چون روز قيامت بيايد كه آسمانها را درنوردند چنان كه مىفرمايد :
يَوْمَ نَطْوِي السَّماءَ كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ كَما بَدَأْنا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ
« 5 » و ديگر مىفرمايد كه :
وَ السَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ
« 6 » اى بقدرته و قوته و زمين را به زمين ديگر تبديل كنند چنان كه مىفرمايد كه :
يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ
« 7 » پس آسمان و زمين را آسمان و زمين قيامت گويند و آن زمين زمينى باشد سپيد همچون نقرهء خالص و در آن زمين هيچكس عصيان خداى تعالى نكرده باشد چنان كه مىفرمايد :
عن « عبد اللّه بن مسعود » رضى اللّه عنهما أنه قال فى معنى هذه الآية :
يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ
« كالفضة البيضاء نقية لم يسفك فيها دم و لم يعمل فيها خطيئة » .
و بهشت و دوزخ را روز قيامت در آن زمين حاضر كنند .
هامش
( 1 ) - صافات 7 - 6
( 2 ) - بقرة 255
( 3 ) - زمر 63 و رعد 16
( 4 ) - فاطر 1
( 5 ) - انبياء 104
( 6 ) - زمر 67
( 7 ) - ابراهيم 48