شرط چهارم طلب شيخ كردن است . يعنى طلب مردى از مردان خدا كند و در صحبت او باشد مردى راه رفته و راه ديده و به مقصد رسيده و مقصود حاصل كرده .
شرط پنجم تجريد است به اندرون و بيرون .
شرط ششم امتثال امر شيخ است به اندرون و بيرون .
شرط هفتم ثبات بر رياضات و مجاهدات به اندرون و بيرون .
اينست شرائط سلوك در هر كه از اين يكى نباشد هرگز به جائى نرسد .
فصل
بدانكه ادب اول در سلوك پيوسته بر طهارت بودن است و هر نوبت كه طهارت سازد دو ركعت شكر وضو گذاردنست در ركعت اول بعد از فاتحه بخواند :
وَ مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ يَجِدِ اللَّهَ غَفُوراً رَحِيماً
« 1 » و در ركعت دوم بخواند :
وَ الَّذِينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَ لَمْ يُصِرُّوا عَلى ما فَعَلُوا وَ هُمْ يَعْلَمُونَ
« 2 » .
ادب دوم اوقات روز و شب را قسمت كردن ( است ؟ ) يعنى هر وقتى را وردى معين ساختن ورد عبادت و ورد غذا و ورد خواب تا از عمر او هيچ ضايع نشود .
ادب سيم نماز تهجد است يعنى در نيمهء آخر شب دوازده ركعت نماز كند آنگاه نماز « وتر » سه ركعت و بعضى در تمام نماز تهجد بعد از فاتحه اين آيه خواندهاند :
وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً
« 3 » و بعضى در تمام نماز تهجد بعد از فاتحه سورهء « انا انزلنا » خواندهاند و بعضى در نماز تهجد از
« وَ السَّماءِ وَ الطَّارِقِ »
تا آخر قرآن خواندهاند و بعضى يك جزو قرآن خواندهاند هر كه هر آنچه داند بخواند .
ادب چهارم نماز چاشت است يعنى هر روز بوقت آفتاب برآمدن دو ركعت
هامش
( 1 ) - نساء 110
( 2 ) - آل عمران 129
( 3 ) - اسراء 81