نماز اشراق بگذارد و بوقت چاشتگاه دوازده ركعت نماز چاشتگاه بگذارد .
ادب پنجم نماز او ابين است يعنى ميان نماز شام و نماز خفتن دوازده ركعت نماز بگذارد .
ادب ششم دوام ذكر است .
ادب هفتم خاطر شناختن است يعنى خاطر چهار قسمست : رحمانى و ملكى و نفسانى و شيطانى و هر يك علامتى دارد .
ادب هشتم هر روز يك جزو از سخنان مشايخ خواندن ( است ؟ )
ادب نهم خدمت در خانقاه قبول كردن است .
ادب دهم هر روز يك نوبت در صحبت درويشان نشستن است و سخن ايشان شنيدن .
ادب يازدهم ماجرا گفتن است يعنى اگر درويش سخنى گويد يا كارى كند كه او برنجد بايد كه در دل نگه ندارد و در نظر درويشان به آن درويش بطريق لطف ماجرا گويد .
ادب دوازدهم مجاهده و رياضت كشيدن است و يك نوبت گفته شد كه مجاهده سالك معين نيست از جهت آنكه كار سالك امتثال امر شيخ است تا شيخ چه نوع مجاهده فرمايد كه مجاهده بر انواعست يعنى « 1 » به مثابه طبيب است ( كذا - ظ : يعنى شيخ به مثابه طبيبست ) و رياضت به مثابه علاج و سالك به مثابه مريض و مرض بانواع است پس به ضرورت علاج هم بانواع باشد .
و بعضى از مشايخ مريد را ذكر دائم فرمودهاند و هر شب يك قرص نان به مقدار پنجاه درم دادهاند و اين روزه را روزه سال گويند و بعضى فرمودهاند كه يك روز بخورند و يك روز بدارند و اين روزه را روزه داودى گويند و در هر سالى چهار نوبت چله فرمودهاند و در چله فوائد بسيار است و خاصيات بيشمار و چله هم شرايطى دارد كه بىآن شرائط هيچ خاصيت ندهد .
هامش
( 1 ) - يعنى شيخ