پس معجزه در حق انبيا ، مدد و معاونت باشد و كرامت در حق اوليا ، ابتلاء و امتحان باشد . و از اينجاست كه انبيا در وقت ظهور معجزه شاد مىگشتند « 1 » و اوليا در وقت ظهور كرامت غمناك مىشدند و خايف مىگرديدند « 2 » . پس علامت ولى آن باشد كه در وقت ظهور كرامت ، پناه به خداى برد « 3 » كه غيرت حق بسيار كس را از اوج قرب « 4 » در « 5 » حضيض بعد انداخته است . يعنى بعضى از مقرّبان در وقت ظهور كرامت خواستند « 6 » كه « 7 » خلق را نظر بر آن « 8 » افتد و ايشان را بشناسند « 9 » . غيرت « 10 » حق به دور باش بىنيازى از درگاهشان دور كرد و به « 11 » زبان حال ، ايشان را « 12 » گفت « 13 » كه چون ديگرى را با ما « 14 » شريك [ 243 الف ] كردند ، مشرك شدند و مشرك نجس باشد پس « 15 » دوستى ما را « 16 » نشايد « 17 » .
اى درويش ، تا امكان است بر نبى لازم است كه نبوت خود را ظاهر گرداند و « 18 » تا امكان است ، بر ولى لازم است كه ولايت خود را پوشيده گرداند « 19 » و كرامت خود را پنهان دارد « 20 » . پس اگر كسى را ببينى « 21 » كه « 22 » دعوى « 23 » ولايت « 24 » يا از كرامت خود با مردم حكايت كند « 25 » ، نه ولى است ، ديوى « 26 » است كه « 27 » گمراهكننده مردم است « 28 » و ديو سر در « 29 » كشيده وى است « 30 » . يعنى لباس نيكان و صالحان در ظاهر خود كشيده است و مردم را به خود مىكشد و جاه و مال برين « 31 » طريق حاصل كند « 32 » .
هامش
( 1 ) . مت : مىشدند ، + و اميدوار مىگشتند .
( 2 ) . كد : - و خايف مىگرديدند .
( 3 ) . كد ، كب : برند .
( 4 ) . كد : قوت .
( 5 ) . كد ، كب : به .
( 6 ) . كد : خواستند در وقت ظهور كرامت .
( 7 ) . كد : - كه .
( 8 ) . كب : بر آن نظر .
( 9 ) . مت ، كد : + و ، كب : بشناسد و .
( 10 ) . كب : غير .
( 11 ) . كب : بر .
( 12 ) . مت ، كد ، كب : - را .
( 13 ) . كب : گويد .
( 14 ) . كد ، كب : بر آن .
( 15 ) . كد ، كب : - پس .
( 16 ) . مت : - ما را .
( 17 ) . مت : نشايند .
( 18 ) . كد ، كب : - و .
( 19 ) . كد ، كب : دارد .
( 20 ) . اساس : - و كرامت خود را پنهان دارد .
( 21 ) . كد : بينى ، كب : كه نبى .
( 22 ) . كب : - كه .
( 23 ) . كب : دعوت .
( 24 ) . مت : + مىكند ، كد ، كب : + كند .
( 25 ) . مت : + به يقين بدان كه ، كد ، كب : + بدان كه .
( 26 ) . كب : ديوانه .
( 27 ) . مت ، كد ، كب : - كه .
( 28 ) . مت ، كد ، كب : - است .
( 29 ) . مت : - در .
( 30 ) . كد ، كب : - و ديو . . . وى است .
( 31 ) . مت ، كد : بدين ، كب : به اين .
( 32 ) . كد : مىكنند ، كب : - مىكند .