Skip to main content

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — Page 376

Contributors:

P.376
سگ شكارى را وعوع و بانگ كمتر باشد 100 سود به اندازهء سرمايه طمع بايد داشت 31 صبر قرين عشق و صدقست 35 طلب تو چون كليدى است در هر كارى در غيب مىگشايد 97 ظاهر چاكر باطن باشد 114 عبادت عشق عرضه كردن آمد 11 غم خوردن كوشش عاجزانه در ميان آوردنست 62 غم همچو ابرست چون برآيد ببارد پارهء و برود 107 فرق ميان گرونده و ناگرونده به آخرت كار پديد آرد 82 قدرت و استطاعت بمحو مىرود 69 قدر راه‌گشادنست بر شادى و كامروايى جبر راه بند كردن از قدرت و كامروايى 90 قدم آنجا باشد كه دل باشد 76 قدم از بهر آن باشد تا راهى پويى 80 كس از حال و مزه خبر نتواند دادن 136 گدايى خساست است با همّت جمع نشود 97 گر دوست به دستى همه جا جاى نشستى 19 مار بر سر زر غلطد و گويد اگر زر سودمند نيست مرا و لكن خوشست مرا 174 مجاوران كعبه گستاخ‌تر باشند 114