تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق الطير ( چاپ عكسى ) ( فارسى ) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
مادرش در جَست و او را بر گرفت * شير دادش حالى و در بر گرفت .
اى ز شفقت داده مهرِ مادران * هست اين غرقاب را ناوى گران
چون در آن گردابِ حيرت اوفتيم * پيشِ ناوِ آبِ حسرت اوفتيم
مانده سرگردان چو آن طفلِ در آب * دست و پايى مىزنيم از اضطراب
آن نَفَس اى مشفقِ طفلانِ راه * از كرم در غرقهء خود كن نگاه
رحمتى كن بر دلِ پُر تابِ ما * بر كش از لطف و كرم در زابِ ما
شير ده ما را ز پستانِ كرم * بر مگير از پيشِ ما خوانِ كرم
اى وراىِ وصف و ادراك آمده * از صفاتِ واصِفان پاك آمده
دست كس نَرْسيد بر فتراكِ تو * لا جَرَم هستيم خاكِ خاكِ تو
خاكِ تو يارانِ پاكِ تو شدند * اهلِ عالَم خاكِ خاكِ تو شدند
هر كه خاكى نيست يارانِ تو را * دشمن است او دوستدارانِ تو را
اوّلش بوبكر و آخر مرتضى * چار رُكنِ كعبهء صدق و صفا
آن يكى در صدق ، همراز و وزير * وان دگر در عدل ، خورشيدِ منير
آن يكى درياىِ آزرم و حيا * وان دگر شاهِ اولو العلم و سخا .