تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق الطير ( چاپ عكسى ) ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
هدهدش گفت اى فسرده چند ازين * تا به كىدارى تو دل در بند ازين
چون تو را اين جايگه قدر اندكىست * خواه مىرو ، خواه نى ، هر دو يكىست
هست دنيا چون نجاست سر به سر * خلق مىميرند در وى دربه‌در
صد هزاران خلق همچون كرم زرد * زار مىميرند در دنيا به درد
ما اگر آخر درين ميريم خوار * به كه در عينِ نجاست زار زار
اين طلب گر از تو و از من خطاست * گر بميرم اين دم از غم هم رواست
چون خطاها در جهان بسيار هست * يك خطا ديگر ، همان انگار هست
گر كسى را عشق بد نامى بود * به ز كنّاسى و حجّامى بود
[ صد هزاران خلق در طرّارىاند * در پىِ دنيا و اين مردارىاند ]
گيرم اين سودا ز طرّارى كم است * تو كمش گير اين مرا كمتر غم است
گر ازين سودا تو دل دريا كنى * چون به طرّارى همه سودا كنى
گر كسى گويد غرور است اين هوس * چون رسى آنجا تو ؟ چون نرسيد كس
در غرورِ اين هوس گر جان دهم * به كه دل در خانه و دكّان نهم
اين همه ديديم و بشنيديم ما * يك نفس از خود نگرديديم ما