مثل : به پرده و بيكبار و امثال آن .
7 - كه حرف ربط را به صورت كى و گاهى دو نقطه به روى آن مىگذارد كى و كى را به صورت كى و دو نقطه زير آن مىگذارد كى
در غزل ،
هر گدايى مرد سلطان كى شود * پشّهاى آخر سليمان كى شود
كى را به صورت كى نوشته است ( ص 29 )
8 - كه و چه ( ادات ربط ) وقتى به كلمهاى ملحق مىشود با حذف هاء مختفى نوشته شده است .
مثل : آنك بجاى آنكه و اينك بجاى اينكه و چندانك بجاى چندانكه و آنچ بجاى آنچه و قس علىهذا .
9 - كلمات مختوم بهاء غير ملفوظ را در حال جمع متصل به علامت جمع نوشته است .
مثل : چشمها بجاى چشمهها و امثال آن .
10 - گذاشتن همزه بجاى ياء اضافه به صورتى كه امروز معمول است .
مثل : بهاء بوسه بجاى بهاى بوسه و سوداء عشق بجاى سوداى عشق و فناء بجاى فناى و درياء بجاى درياى و قس علىهذا .
11 - بهم چسبانيدن و سر هم نوشتن بسيارى از كلمات كه معمولا جدا نوشته مىشود .
مثل : چدانم بجاى چه دانم و چگشايد بجاى چه گشايد و كجون بجاى كه چون و غيره .
و كلمات موى و روى و بوى و برى و زنى و امثال آن را بهم چسبيده و متصل مىنويسد . در غزل « روى تو شمع آفتاب بسست » كه گراور آن در اينجا نقل شده