از پيامبر ص بالقاب و نعوت خاص ياد كند ، از ان جمله :
سيّد « 1 » ، سيّد عاشقان « 2 » ، بلبل عشق ازليّات و سيمرغ آشيانهء ابديّات « 3 » ، غوّاص بحر عبرات شوق ، و نخّاس عرايس عشق در اشواق مشاهدهء تجلّى و انوار مشارق تدلّى « 4 » ، قمر ولايت تفريد و شمس عالم توحيد و مسافر بيابان تجريد « 5 » ، زبدهء حسن قدم ، و اصل سرمايهء رهروان عدم ، سيمرغ مشرق كان و آيت ما كان « 6 » ، شمع گيتىنواز ، ملازم پردهء راز ، احسن الخلق و الخلق و شاهد الحق « 7 » ، خلاصهء جوهر آدم ، ماه بنى هاشم ، شمس مطالع انوار قدم ، شاهد مادر عدم ، محمّد مصطفى « 8 » . در جايى از او چنين ياد كند : « اى سبب عشق ربّانيان ، و اى سرمايهء عشق روحانيان ، و اى تحفهء حق نزد آدميان ، كه وارد شد از بحار رحمت ، و صادر شد از معدن معرفت ، جان جان آدم و غرض عالم و آدم ، عشيق اللّه و محبّه و صفيّه محمّد المصطفى ، صلوات اللّه عليه . » « 9 »
در موضع ديگر گويد :
« فرمود . . . صلّى اللّه عليه و سلّم كه
« قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ »
، زيرا كه حسنش جلالى در جمالى سيّد ما بود . بهر موئى در زندان صد حسن يوسف داشت ؛ و در هر لوح جانى ، صد هزاران نقش شموس و اقمار ملكوتى از جمال جبروتى بنگاشت ، جمالش پرتو تجلّى ذات بود ، زيرا كه او آيينهء صفات ذات بود . از آن ، درين جهان ، نشان آن
هامش
( 1 ) - ص 19 .
( 2 ) - ص 25 .
( 3 ) - ص 20 .
( 4 ) - ص 23 .
( 5 ) - ص 23 .
( 6 ) - ص 29 .
( 7 ) - ص 30 .
( 8 ) - ص 59 .
( 9 ) - ص 10 - 11 .