آيا كتابى بوده نظير مناقب بسيارى از عارفان ايران ، كه سودى بدان دسترس داشته ؟ در هر حال اين روايت قابل توجه است و شايد تا حدّى علّت شباهت افكار حافظ و روزبهان را در عشق و جمالپرستى بيان كند امّا بر اين روايت اشكالاتى وارد است :
اولا سلسلهء تصوّف مذكور با سلسلهاى كه زبيدى نقل كرده « 1 » موافق نيست .
ثانيا نام پير مذكور ( عطار ) در جاى ديگر از شرح سودى « 2 » ، شيخ محمد عطار است ، و هم اوست كه در « مناقب حضرت شاه نعمت اللّه ولى » « 3 » بنام « علاء الدين محمد عطار » آمده است ، و جامى در نفحات الانس « 4 » او را « از كبار اصحاب خواجه بهاء الدين » مىشمارد .
4 . آثار روزبهان
الف : نثر ؛ ب : شعر
در تحفة العرفان آمده « 5 » : « امّا مصنّفات شيخ استماع افتاد كه شصت پاره كتاب از مصنّفات اوست ، بواسطهء فترتى كه واقع شد بعد از وفات شيخ آن كتابها متفرق شد ، امّا آنچه يافته ذكر آن ايراد كرده شود . »
هامش
( 1 ) - و پيشتر گذشت .
( 2 ) - ج 2 ص 37 .
( 3 ) - مجموعه در ترجمهء احوال شاه نعمت اللّه ولى . باهتمام ژان اوبن . تهران 1335 ص 86 .
( 4 ) - چاپ ليس ص 445 .
( 5 ) - ورق 14 ب - 15 الف .