ماسينيون « 1 » درين باب گويد : « آيا بايد اين داستان را به روزبهان مصرى مرتبط دانست ، من چنين تصور مىكنم . »
بنابراين وى مىپندارد كه قهرمان اين حادثهء عشقى ، شيخ كبير روزبهان مصرى كازرونى الاصل « 2 » بوده است . ماسينيون - چنان كه گفتيم « 3 » - در مورد سفر روزبهان بقلى به مكه هم شك كرده است ، ولى چنان كه در عنوان « سفرها » متذكر شديم سفر وى به مكه از جانب نوادهء روزبهان - يعنى مؤلف تحفة العرفان - تأييد شده و مؤلف شد الازار و ديگران هم آن را نقل كردهاند . امّا در باب عشق وى ، با اطلاعى كه از حسّ جمالپرستى و عشق روزبهان بقلى داريم ، و با تأييد فتوحات المكيه و نفحات الانس و طرائق الحقائق « 4 » دليلى نيست كه آن را مرتبط به روزبهان مصرى - كه در مآخذ ذكرى از عشق و جمالپرستى او نيست - بدانيم .
فخر الدين عراقى در « عشاقنامه » آرد « 5 » :
پير شيراز ، شيخ روزبهان * آن بصدق و صفا فريد جهان
اوليا را نگين خاتم بود * عالم جان و جان عالم بود
شاه عشاق و عارفان بود او * سرور جمله واصلان بود او
چون بايوان عاشقى بر شد * روزبه بود و روزبهتر شد
سالها با جمال جان افروز * روز شب كرده بود و شبها روز
داشت او دلبرى فرشته نهاد * كه رخش ديده را جلا مىداد
هامش
( 1 ) - ص 279 .
( 2 ) - رك . ص 4 و 11 همين مقدمه .
( 3 ) - رك . ص 11 همين مقدمه .
( 4 ) - مأخذ دو كتاب اخير همان فتوحات است .
( 5 ) - كليات عراقى چاپ نفيسى ص 316 .