« روزى كه بر اعدا كنى آهنگ شبيخون * خود روزبه آيى كه شه روز بهايى . »
( ديوان خاقانى طبع عبد الرسولى تهران 1316 ص 446 )
روزبه معادل « بهروز » است كه صفت بر موصوف مقدم گرديده ، و در پهلوى وهروچ
eor
hev
آمده است .
« ز تو بىروزيم خوانند و گويم * مرا آن به كه من بهروز اويم . »
( نظامى ، خسرو و شيرين چاپ اول وحيد ص 378 )
اسم معنى ( حاصل مصدر ) ازين دو « روزبهى » و « بهروزى » است .
اين دو كلمه در اعلام ( اسماء خاص ) نيز به كار رفته است .
نام سلمان پارسى را « روزبه بن وهامان » نوشتهاند « 1 » . عبد اللّه بن المقفع « روزبه » نام داشته است « 2 » . ابو نواس شاعر معروف از مردى بنام « بهروز بن روزبه » ياد مىكند :
حمانى وصل ابناء القسوس * نجيب الفرس بهروز المجوسى « 3 » .
مادران سه موعود زرتشتيان از خاندان وهروچ « بهروز » مىباشند « 4 » .
بهروز يكى از نامهاى متداول غلامان در قرن ششم بوده :
« قيصر از روم و نجاشى از حبش * بر درش بهروز و لالا ديدهام . »
( ديوان خاقانى طبع عبد الرسولى ص 290 )
« ان » در آخر « روزبهان » علامت نسبت است ( قس : اردشير
هامش
( 1 ) - مافروخى محاسن اصفهان . مصحح سيد جلال الدين طهرانى ص 23 ؛ ترجمهء محاسن اصفهان از حسين بن محمد بن ابى الرضا آوى ص 69 .
( 2 ) - لغتنامه : ابن المقفع ؛ اقبال آشتيانى . ابن المقفع .
( 3 ) - مينوى . يكى از فارسيات ابو نواس . مجلهء دانشكدهء ادبيات تهران 1 : 3 ص 66 .
( 4 ) - پورداود . يشتها 2 : 101 ، 300 - 301 .