تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبهر العاشقين ( فارسى ) — صفحة 15

مساهمون:

ص١٥

الفصل الثّانى فى المحبّة « 2 » مقدّمة العشق

( 29 ) اعلم أيّها السّائل فى العشق ، كه عشق را مقدّماتست ، و بدايت عشق ارادت است ، از آنجا به خدمت آيند ؛ بعد از آن موافقت است ؛ بعد از آن رضايتست ؛ حقيقتش محبّت است ، و آن از دو طرف درآيد [
a
12 ] : از انعام معشوقى و از رؤيت معشوق ؛ اوّل عمومست و ديگر خصوص . چون بكمال رسد ، شوق است ؛ ( و چون ) به حقيقت استغراق رسد ، يسمّى عشق . آنكه آن را نتيجه‌هاست ، به ترتيب گفته آيد ، ان شاء اللّه تعالى . ( 30 ) امّا العشق ، فعلى خمسة انواع : نوعى الهى است ، و آن منتهاى مقاماتست ، جز اهل مشاهده و توحيد و حقيقت را نباشد . و نوعى عقلى است ، و آن از عالم مكاشفات ملكوت باشد ، و آن اهل معرفت راست . و نوعى روحانيست ، و آن خواصّ آدميان را باشد ، چون به‌غايت لطافت باشد . و نوعى بهيمى است ، و آن رذال النّاس را باشد . و نوعى طبيعى است ، و آن عامّهء خلق را باشد . برين قاعده هر يكى را بيانى كرده شود ، ان شاء اللّه تعالى [
b
12 ] . ( 31 ) امّا بهيمى ، رذال خلق را باشد ، اهل خمر و فساد و زمر و فسق ؛ و ارتكاب معاصى جز بتأثير هوا نيست ، و از ميلان نفس امّاره باشد ، كه بدان فتد « 17 » ، تا مهيّج شهوات مذمومه شود ، تا به حدّى برسد كه ضعف حيوانى - كه عين شهوت فطرى است در اصل خويش - ؛ بعد از صحبت محبوب و الفت با وى كه يكدم ( است ) ، از علاقهء حرقت آتش شهوت نفس امّاره
هامش
( 2 ) المحبة : محبةA. ( 17 ) بدان فتد : براى فتهA.
عبهر العاشقين ( فارسى ) — صفحة 15 | روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس ) / هانرى كربن / محمد معين