كند از حقّ - سبحانه و تعالى - كه « أنا مع عبدى حيث ذكرنى . » ذكر مراقبهء رؤيت مذكورست .
( 1207 ) گفت : من نزديكام بمحبّ متحيّر مضطرّ و إله مشتاق عطشان كه يمين از شمال نداند . بعطف و كرم درو نگاه كنم . سؤالش بمراد اجابت كنم . چون نفس خود را در محلّ طمأنينت و نعت خضوع دارد ، او را بعزّ وصلت رسانم . قال اللّه تعالى
« أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ . »
« 6 »
( 1208 ) به رأفت و رحمت و تربيت با يتيمانام ، زيرا كه محلّ جراحت ماست . چون او را طعم فراق چشانيدم ، هرگاه كه از معرفت ما يتيم شد ، و از فراق ما سوخته شد ، به نظر دايم آن بيچاره را از جوار حفظ بهيكبار فرونگذارنم .
( 1209 ) هر كرا ملك بخشم و خود را نزد من ذليل دارد ، من سايهء جلال خويش درو پوشانم ، چنان كه مهتر گفت - عليه السّلام - كه « السّلطان ظلّ اللّه . »
( 1210 ) با محبّان سرگشتهام ، چون جان به دوستى ثمن آرند ، باقبال سعادت ، و نور مشاهدت ، و حلاوت خطاب ، و أسرار مناجات ، ايشان را خرّم كنم . قال اللّه تعالى
« ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ . »
« 17 »
هامش
( 6 )أَمَّنْ يُجِيبُ . .: سورهء 27 ( النمل ) آيهء 63
( 17 )ما يَكُونُ . .: سورهء 58 ( المجادلة ) آيهء 8