تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠
خلق او شود . ( 805 ) اينچ وصف كردم از رأى حسين منصور در گفتن محبّت اصلى بيان محبّت اوّليست « 3 » ، كه حقّ سبحانه از آن نعت ذاتى بدل محبّان صادق تجلّى كند ؛ از صور و مخائيل بيرون ، كه سير سرّ است . در قدم ذات تشابه حدث نيست . در ازل بىزمان و مكان عارفان صادق را از ذات بذات معراج است ، و از صفات بصفات منهاج . اگر مقالتى از حالتى بنمايند كه در آن شناعتى باشد ، آن عالم علم و مثل است . ايشان دانند كه حقّ از اوهام منزّهست ، چون وراى خلا و ملا بأصل سفل ملكوت ارض نزديك تجلّى سطوتش هيچ نيست . عدم عدم باشد ، و عدم نه باشد « 10 » . قدم قدم باشد ، و همه قدم باشد . عارض كون محترق بقهر قدم باشد . ( 806 ) صور و اشخاص كجا برند ؟ كه علم و عقل « 12 » در سلطان كبرياء قدم اثر ندارد . چون تلطّف كند عاشقان را از راه متشابهات و حيل صفات ، ايشان را راه به خود آموزد ، تا بلذّات جمال و جلال كنه ذات قديم بيابند ، و بنعت تنزيه و تفريدش بشناسند . اوّلش متشابهات است ، و در متشابهات معاينات است . آخرش نكرات است ، زيرا كه تجلّى قدس صفات است . اوّلش عشق است ، و آخرش تنزيه . ( 807 ) قهرمان خانگاه ازل و حاجب بارگاه ابد - صلوات اللّه و سلامه عليه - ازين سفر در بدايت عشق كشف مشاهدات صفت را خبر داد . از ضعف ادراك ايشان گفت « انّ اللّه يرى هيئة « 20 » ذاته كيف
هامش
( 3 ) اوليستSM: شايد « ازليست » ( 10 ) و عدم نباشد . . .S: و عدم نباشد قدم . قدم قدم باشدM( 12 ) و عقل : و عقل راSM( 20 ) هيئة : هيئتهSM