مرا حاضر كنند ، و مرا بكشند ، و مرا بياويزند ، و مرا بسوزانند ، و مرا برگيرند . صافيات من « 2 » ذاريات شود . آنگه در لجّهء جاريات اندازند . هر ذرّهئى كه از آن بيرون آيد ، عظيمتر باشد از راسيات . »
( 756 ) قال : خبر داد از قدرتى كه بادى شد در نفس او پيش قتل و صلب و غرق و حرق او ، و اين محض كراماتست . اشارت معجزات بيان غيبت اوست از احساس خلق در حجب غيب حقّ . حديث مثله ، يعنى مرا پاره كنند كرّتى بعد از كرّتى . حديث ذات بذات ، يعنى حقّم ندا كند از ذات من بذات من كه
« ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ »
« 9 »
« فَلَمَّا أَتاها نُودِيَ مِنْ شاطِئِ الْوادِ الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَنْ يا مُوسى إِنِّي أَنَا اللَّهُ . »
« 10 » حسين شجرهء حقّ بود . از آن شجره ندا كرد ، گفت « اذن منّى فانّى أنا اللّه » . ترا خواهم كشت بعلامتها ، و ترا بخواهم سوخت بقدرتها ، خاك تو بر دجله ريزم . در حديث پيدا شدن حقايق علوم و معجزات ، يعنى از من شواهد عالم علوى پيدا شود ، و معجزات اهل كرامات . صاعد شدن او در معارج عروج « 16 » ازليّات صعود روحش بود بمعادن ازل . اضافت ازل به خود كردن آن بود كه او فعل حقّ بود ، و ازل حقّ راست . گفتنش كه بريّات من ، يعنى گفتيم از وجود خويش كه « أنا الحقّ » . و بالحقّ حقّ
هامش
( 2 ) صافيات منSM: سافياتىA( 9 )ارْجِعِي . .: سورهء 89 ( الفجر ) آيهء 28
( 10 )فَلَمَّا أَتاها . .: سورهء 28 ( القصص ) آيهء 30
( 16 ) عروجSM: عروشA