نگشت . فرعون را به دريا غرق كردند ، و از پى دعوى باز نگشت ، و بوسايط مقرّ نشد ، ليكن گفت
« آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرائِيلَ . »
« 2 » و نبينى كه اللّه - سبحانه و تعالى - معارضه با جبرئيل كرد در شأن او ؟ گفت : چرا دهانش پررمل كردى ؟ و مرا اگر بكشند ، يا برآويزند ، يا دست و پاى ببرند ، از دعوى خود بازنگردم . »
( 674 ) قال : جانا ! حسين منصور در بحر وحدت افتاد ؛ بجمال حقّ عاشق شد . بوجه قدم ساكر « 7 » ، سرّ سرّ در صميم سرّش مباشر شد .
به زبان اسرار مكتوم پيدا كرد آن سرّهائى كه ظاهر رسم را مخالف بود ، براى آنك چونهايم شد ، طاير شد . چون طاير شد ، غايب شد . و چون غايب شد ، و اصل شد . چون و اصل شد ، حكم عشق بلسان هذيان كشف كرد . و چون برو سكر غالب شدى ، از سر نيستى كلام چندين رسم هذيان بگفتى ، كه باطنش صحيح بودى ، و ظاهرش سقيم .
سقمش از نكره بود ، زيرا كه علم مجهول بود پيش ارباب مخالفت .
عادت علم غيب آنست كه چون ظاهر شود ، بمشهد وى عقل ننشيند . « 14 » نديدى كه موسى - عليه السلام - به صنايع خضر - عليه السلام - چون انكار كرد ؟ او را گفت
« وَ كَيْفَ تَصْبِرُ عَلى ما لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْراً ؟ »
« 16 » چون توانستى ديد شكستن كشتى در دريا و كشتن غلام بىگناه ؟ آن فصل ازين شطح حسين غريبتر است .
( 675 ) يكى از كبرا گفت كه « ربوبيّت را سرّيست ، كه اگر ظاهر شود ، نبوّت باطل شود . و نبوّت را سرّيست ، كه اگر ظاهر شود ،
هامش
( 2 )آمَنْتُ أَنَّهُ . .: سورهء 10 ( يونس ) آيهء 90
( 7 ) ساكر : ساكنSMسكرA( 14 ) ننشيند : بنشيندSMلم يقمA( 16 )وَ كَيْفَ تَصْبِرُ . .: سورهء 18 ( الكهف ) آيهء 67