بود از تسبيح و تقديس و تحميد و تمجيد و تهليل و تكبير كه ملايكه را بود چون نوبت بمصطفى آمد صلى اللّه عليه آن همه مكارم اخلاق در وى جمع آمد . و آنگاه ندا دردادند كه آنكسانى كه طالبانند در هفت آسمان و زمين خلقى و معاملتى ، طلب مكنيد و مجوييد جز از « 1 » آنجا كه درگاه مصطفى است صلى اللّه عليه ، كه راه كل او آمد ، قوله تعالى « قل ان كنتم تحبون اللّه فاتبعونى يحببكم اللّه . » « 1 » هژده هزار عالم با صد هزار و بيست و اند « 2 » هزار نقطهء نبوت در درياى عظمت « 3 » خاتمى او يك قطره بيش نيامد .
ملكوت را يك خواجه اوست و بس ، آدم خليفهء نسب او بيش نيامد اما آنچه مغز كار بود « 4 » در عالم حقيقت خليفه به حق جز مصطفى صلى اللّه عليه و سلم نيامد در كل مملكت ، مصطفى صلى اللّه عليه مىفرمايد « آدم و من دونه تحت لوائى » « 2 » و « انك لعلى خلق عظيم . » « 3 » چون تفسير تقدير اين سخن آن آمد كه هيچكس برگزيدهء اخلاق چون او نيامد ، اكنون به حجت درست گشت كه وفادار كل در مملكت ملكوت كس نيامد مگر اين جوانمرد كه بر كمال آمد . او توانگريست كه همه عالميان را به دو شايد كه توانگر شوند ، از آنكه خزينهاى او را نهايت نيست ، اوليت او را بدايتى « 5 » نيست و پادشاهى و بزرگوارى او را نهايت نيست . و چون بذات او نگرى كمال اخلاق او تجلى افعال او ، او كه اين همه يافت از آن يافت كه در خود بغلط نيفتاد ، و چون بدرگاه رفت ازو اين حرف برآمد كه « اللهم أحينى مسكينا و أمتنى مسكينا و احشرنى يوم القيامة فى زمرة المساكين . » « 4 » او مىگويد كه داد استقامت تو دادهاى ،
هامش
( 1 ) - جواز
( 2 ) - اند
( 3 ) - عظيمت
( 4 ) - كار
( 5 ) - بدايتى) B (، در اصل : پيدا ؟ ؟ ؟ ى
( 1 ) سورهء 3 آل عمران ، آيهء 31
( 2 ) انا سيد ولد آدم و لا فخر و آدم و من دونه تحت لوائى يوم القيامة و لا فخر ( مصباح الهداية ص 43 ) . ولد آدم كلهم تحت لوائى يوم القيامة ( كنز العمال ، ج 6 شمارهء 1555 )
( 3 ) سورهء 68 قلم ، آيهء 4
( 4 ) سنن ابن ماجه ص 1381 ، شمارهء 4126 ( چاپ محمد فؤاد عبد الباقى ، مصر 1953 ، در كتاب الزهد ) ؛ نيز اللمع ابو نصر سراج ، ص 97 ، كنز العمال ج 3 شمارهء 4719 و 4865 .