الفصل الحادى عشر فى بيان « 1 » معرفة العقل
اعلموا اخوانى - زادكم اللّه لب العقول - كه حق - جل ثنائه - بنىآدم را مخصوص كرد از جميع مخلوقات به انوار عقل تا موافق آيد در همه احوال طاعت خداوند را . كه عقل آلت عبوديت است ، و معرفت آلت ربوبيت . عقل احكام راست ، و معرفت اعلام راست . به نور عقل فرق توان كرد ميان حق و باطل . عقل وزير روح است ، و خازن وجود است . كاتب وحى الهام است ، و نساخ دفتر پيغام است . اخلاق را مربى « 2 » اوست ، و افعال را معلم اوست . زاجر وسواس است ، و غاسل اوساخ « 3 » است . بياع كاروان دل است ، و رئيس اعوان گل است .
اوست كه تهذيب حواس دهد ، و معجون طاعت آميزد . امين شارع شرع است ، و حاجب بارگاه مجد است .
اگرنه او بودى سلالهء فخار آدمى در ملك دل به نظام عبوديت نبودى . راست آمد از حق ، و راست كرد بازار حق . نخاس « 4 » كارخانهء ملكوت است كه در هر چه از حضرت حق بيرون آيد به وسيلت او خيال به تلقف بستاند ، و در درج خويش نقش كند .
اما عقل بر چهار قسم است : عقل غريزى و عقل الهامى و عقل مجازى و عقل حقيقى .
اما عقل غريزى دانشى است كه حق - جل جلاله - در نهاد بنىآدم « 5 » پديد كرد تا بدان تميز كند ميان افعال مذموم و محمود . و بدين صفت مخصوص است از جميع جانوران . و اين
هامش
( 1 ) - ب ، د : ندارد
( 2 ) - الف ، ج ، د : مزين
( 3 ) - جمع وسخ : چركها
( 4 ) - الف ، ب : نقاش
( 5 ) - د : آدمى