از دل اين قدر بيش نتوان گفت ، كه بعد از اين آنچه هست در عبارت نيايد . مگر كه جان با جانان بگويد . آنكه اين بخواند « و به فهمش رسد » « 1 » از ما آن بداند .
اما معرفت قلب بر سه قسم است : قسمى عام راست ، و قسمى خاص را ، و قسمى خاص الخاص را .
اما معرفت عام بر اخلاق قلب است ، و معرفت خاص به اشكال مكاشفه در قلب است . اما معرفت خاص الخاص به انوار مشاهده است در قلب قلب ، كه آن حجلهء انس حق است ، كه اللّه - سبحانه - آنجا خود را به روح مقدس نمايد . آنكه اخلاق دل بداند ، افعال حق بشناسد . و آنكه اشكال مكاشفه ببيند ، صفات حق بشناسد . و آنكه انوار وجودش دريابد ، ذات قديمش بشناسد . خلق دل تصرف الطاف است ، و مكاشفهء دل نزول صفات است ، و نور دل بروز « 2 » ذات است . هر كه به خلق او عارف شود مؤمن است . و هر كه به كشف آن عارف شود موقن است . و هر كه به نور آن عارف شود موحد است .
رزقنى اللّه و اياكم معارف المنازل .
هامش
( 1 ) - ب ، ج ، د : ندارد
( 2 ) - د : پرورش ب : پرتو