در اول وهلهء سماع همهء ناسخها منسوخ است ، و همهء منسوخها ناسخ .
سماع مفتاح گنج حقايق است ، و آن عارفان را مقسوم است . بعضى بر مقامات شنوند ، و بعضى بر حالات شنوند . و بعضى بر مكاشفات شنوند ، و بعضى بر مشاهدات شنوند . چون در مقام شنوند در عتابند ، و چون در حال شنوند در مآبند « 1 » . چون به كشف شنوند در وصالاند ، چون به مشاهده شنوند در جمالاند .
از بدايت مقامات تا نهايت مقامات هزار هزار مقام است كه در هر يك مقام هزار هزار سماع است ، و در هر يك سماع هزار هزار صفات درآيد - چون تغير « 2 » و توبيخ و فراق و وصال و قرب و بعد و حرقت و هيجان و جوع و عطش و هيجان و خوف و رجاء و عبرت « 3 » و زفرت « 4 » و وله و دهشت و صفا و عصمت و عبوديت و ربوبيت . كه اگر يكى از آن به جان همهء زهاد عالم رسد ، بىاختيار جان از ايشان برآيد .
و همچنين از اول بدايت احوال تا به نهايت احوال هزار هزار مقام است كه در هر يك مقام هزار اشارت است در سماع . و در هر اشارتى انواع درد است ، مثل محبت و شوق و عشق و حرقت و صفوت و نهمت « 5 » و دولت . كه اگر يكى از آن بر دل همهء مريدان بگذرد ، همه را سر از تن بگسلد .
و همچنين از اول كشف تا به نهايت كشف در سماع نمايش در نمايش است كه اگر يك نمايش همهء عاشقان ببينند ، چون سيماب مذاب شوند .
و همچنين در مشاهدت صد بار صد هزار صفات درآيد در وقت سماع ، كه هر يكى از آن هزار لطائف در عارف مهيا كند ، چون معرفت و حقيقت و طوارقات و بروق « 6 » لمعات و انوار قدس و هيبت و تمكين و تلوين و قبض و بسط و شرف و طمانينت ، او را به غيب غيب افكند
هامش
( 1 ) - ب : نقابند
( 2 ) - الف : تغيير
( 3 ) - ج : عشرت
( 4 ) - ب : فرقت
( 5 ) - ب : بهجت ج ، د : تهمت
( 6 ) - د ، الف : بروز