الفصل السابع فى بيان السماع
اعلموا اخوانى « 1 » - زادكم اللّه طيب العيش فى السماع - كه قواعد سماع انواع است عاشقان حق را . و آن را بدايت و نهايت است . و تلذذ ارواح در آن مختلف است ، بر وفق مقام روح مقدس از آن لذت تواند « 2 » يافت . و ليكن مهيا نشود مگر اهل سلطنت را در معرفت ، زيرا كه صفات روحانى با طبايع جسمانى مختلط است ، تا از آن دنس مهذّب نشود ، در مجالس انس مستمع نگردد .
بلى ، جملگى موجودات آنچه هستند از حيوانات مايلاند به سماع ، زيرا كه هر يكى را علىحده در خور خويش روحى است كه او بدان روح زنده است . و آن روح به سماع زنده باشد .
و سماع استرواح جملهء خاطرهاست از اثقال بشريت . و مهيج است مر طبايع آدمى را . و محرك اسرار ربانى است .
بعضى را فتنه است چون ناتماماند ، و بعضى را عبرت « 3 » است چون تماماند . نشايد آنها كه به طبيعت زندهاند و به دل مرده كه سماع شنوند ، كه مهلكه بار آورد ايشان را . واجب است بر آنكه خوشدل است از راه يافت و نايافت جانان كه مستمع سماع باشد ، كه در سماع صد هزار لذت است ، كه به يك لذت از آن هزارساله راه معرفت توان بريد ، كه آن به هيچ عبادت ميسر
هامش
( 1 ) - ب : « رحمكم اللّه و » اضافه دارد
( 2 ) - الف ، ب : توان
( 3 ) - ج : غيرت