الفصل السادس فى بيان الخطاب
اعلموا اخوانى - زادكم اللّه فهم الخطاب - « كه مقام » « 1 » خطاب خلاصه جملهء مقامات است ، و صرف احوال است ، و منتهاى « 2 » اسرار است ، و كفايت آمال است ، و پرورش ارواح است ، و مفسر مشكلات است . و در همهء مقامات از بدايت تا به نهايت خطاب است . و در مدارج سعدا به هر نفسى مشكلى است كه آن منفسخ « 3 » نشود الا به خطاب .
از مقام توبت تا مقام مراقبت هزار مقام است ، و در هر مقامى هفتاد هزار خطاب است . تا مقام بر مرد تمام نشود « 4 » تواتر خطاب است « 5 » .
و از مراقبت تا به معرفت هفتاد هزار مقام است . و همچنين در هر مقامى هفتاد هزار خطاب است ، كه اگر يكى از آن اهل مقامات بشنوند ، جمله كافر شوند « 6 » .
و از مقام معرفت تا اسرار مكاشفت هفتاد هزار مقام است ، و در هر مقامى هفتاد هزار خطاب است ، كه اگر اهل معرفت بدان اسرار مطلع شوند ، همه از « 7 » معرفت پريشان شوند .
و از مكاشفه تا به صرف مشاهده هفتاد هزار مقام است ، و در هر مقامى « 8 » هفتاد هزار خطاب است ، كه اگر يكى از آن اهل مكاشفت بشنوند ، جمله معطل شوند .
و از مقام مشاهده تا مقام « 9 » توحيد هفتاد هزار مقام است ، كه اولش صحو است ، و آخرش اصطلام است ، و ساحلش فناء فنا است ، و لجهاش بقاى بقا است ، و جواهرش رجا و بسط و
هامش
( 1 ) - د : بدانكه
( 2 ) - ج ، د : منتهى
( 3 ) - د : به فسخ
( 4 ) - الف ، ج ، د : شود
( 5 ) - الف : اوست
( 6 ) - الف : گردند
( 7 ) - ج : اهل
( 8 ) - ج ، د : هر يك مقام
( 9 ) - د : به مقام