گردانم « 1 » . ساقى بيامد و يوسف را خبر داد :
« قالَ ارْجِعْ إِلى رَبِّكَ . »
« 1 - » الآية .
يوسف گفت [ 99 ب ] برو و « 2 » ملك را بگو تا آن زنان را بخواند « 3 » ، تا بگويند « 4 » كى جرم من « 5 » درين حبس « 6 » چه بوده است ؟ ساقى برفت و با ملك بگفت . ملك آن « 7 » زنان را بخواند تا جرم وى بگويند . چون « 8 » زنان بيامدند « 9 » بهيكبار آواز برآوردند كى « 10 » يوسف را غمز و غيبت « 11 » كرده بودند ، كى پاك است از هرچ بازو نسبت كرده بودند « 12 » . و زن عزيز مصر « 13 » بيامد و گفت : من يوسف را به بد مطالبت كردم ، و او بىجرم بود « 14 » ، من او را به خود دعوت كردم « 15 » ،
« الْآنَ حَصْحَصَ الْحَقُّ . »
« 2 - »
اشارت :
آن « 16 » كمال و كياست يوسف آن بود كى نخست « 17 » تا برائت خود پيدا نكرد ، خود را از زندان رها نكرد . « 18 » مصطفى صلع گفت « 19 » : « رحم اللّه اخى يوسف دعى من السجن فلم يجب و لو كنت انا لاجبت من « 20 » ساعتى « 21 » . » كعب الاحبار « 22 » گفت « 23 » ، اگر « 24 » در اول اجابت كردى ، تا قيامت اندر آن تهمت بماندى .
پس يوسف گفت : اكنون بدر آيم و لكن « 25 » شرط « 26 » آنك « 27 » هرك با من « 28 » در زندان بودند « 29 » ، جمله « 30 » بدر آيند . در ساعت جبرئيل آمد و گفت : يا يوسف « 31 » جبّار عالمت سلام مىرساند و « 32 » مىگويد : اگر چه در زندانت « 33 » دير بداشتم « 34 » ، منّتى
هامش
( 1 ) - از « تا خلعت دهم . . . » ندارد
( 2 ) - + نخست
( 3 ) - + و بپرسد
( 4 ) - « تا بگويند » ندارد
( 5 ) - + چيست
( 6 ) - « درين حبس » ندارد
( 7 ) - ريان
( 8 ) - از « تا جرم وى . . . » ندارد
( 9 ) - ندارد
( 10 ) - + از آنچه
( 11 ) - + كرديم يوسف برى و بيزار است و پاك است و هر چه بوى نسبت كردند و زن عزيز كرد
( 12 ) - از « كرده بودند كى . . . » ندارد
( 13 ) - ندارد
( 14 ) - است
( 15 ) - + قوله تعالى
( 16 ) - ندارد
( 17 ) - ندارد
( 18 ) - + الخبر قال رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم
( 19 ) - « مصطفى صلع گفت » ندارد
( 20 ) - + الساعة
( 21 ) - ندارد
( 22 ) - در متن : كعب الاخبار
( 23 ) - گويد
( 24 ) - + يوسف
( 25 ) - و ليكن
( 26 ) - + آن باشد
( 27 ) - « آنكه » ندارد
( 28 ) - « با من » ندارد
( 29 ) - است
( 30 ) - همه با من
( 31 ) - + ملك تعالى
( 32 ) - « جبار عالمت سلام مىرساند و » ندارد
( 33 ) - + كردم
( 34 ) - + من كه پروردگارم بيرونت آوردم هر چه در كل عالم زندانياناند از
( 1 - ) سورهء يوسف / 50
( 2 - ) - سورهء يوسف / 51