پيراهن از پس دريده است زليخا گناهكار است و يوسف برى و بيزار است . قوله تعالى :
« إِنْ كانَ قَمِيصُهُ قُدَّ مِنْ قُبُلٍ فَصَدَقَتْ وَ هُوَ مِنَ الْكاذِبِينَ . وَ إِنْ كانَ قَمِيصُهُ قُدَّ مِنْ دُبُرٍ فَكَذَبَتْ وَ هُوَ مِنَ الصَّادِقِينَ . »
« 1 - » فردا كى روز عرض اكبر بود و خلق اولين و آخرين در فضاء « 1 » محشر بود ، همه را تن برهنه باشد و همه را شكم گرسنه بود « 2 » و همه را كام و دهن تشنه « 3 » باشد ، همه را اقدام « 4 » ضعيف باشد و همه را اندام نحيف باشد . همه را گرد لحد بر روى « 5 » باشد و همه را زبان در دهن فروبسته « 6 » باشد ، نه از آشنايان بيگانه جدا باشد « 7 » و نه مطيع از عاصى پيدا باشد . دوزخ را خطاب آيد كى : اى دوزخ زفانهء شرر « 8 » برآر و عاصيان « 9 » را بگير و مطيعان « 10 » را بگذار . دوزخ در نگرد ، نداند كى عاصى كدام است و مطيع كدام « 11 » ، متحير « 12 » درماند « 13 » . خطاب « 14 » آيد كى « 15 » اين تحيّر چيست ؟ هم اكنون به نظر عدل « 16 » به روزگار ايشان نگاه كنم و رخسارهء مطيعان را بنور طاعت چون ماه « 17 » كنم و چهرهء عاصيان را بدود معصيت سياه « 18 » كنم ، آنگه تو نظر برگمار سياهرويان را مىگير و ماهرويان را مىگذار .
شعر « 19 »
آه از آن آسيب هول روز عرض كردگار * آه از آنگه كان نهانىها بباشد آشكار
آه از آن فريادها اندر فضاى رستخيز * آه از آن تيمار سوز عاصيان اندر شمار
هامش
( 1 ) - بفضاء
( 2 ) - باشد
( 3 ) - بسته
( 4 ) - در متن : قدم
( 5 ) - + نشسته
( 6 ) - ندارد
( 7 ) - نه آشنا از بيگانه جدا باشد
( 8 ) - شررى
( 9 ) - عاصى
( 10 ) - مطيع
( 11 ) - + است
( 12 ) - بتحير
( 13 ) - + و از هيبت ربوبيت فروماند
( 14 ) - + ملك قهار در
( 15 ) - + اى دوزخ
( 16 ) - رحمت
( 17 ) - + منور
( 18 ) - + و مكدر
( 19 ) - بيت
( 1 - ) سورهء يوسف / 26 و 27