بيرون شدهام « 1 » ز هرچ دون تو بود * اندر دو جهان مرا وصال تو بس است
امّا خانهء سيم « 2 » : خانهء رعايت است و آن كشتى نوح بود ، « 3 »
« رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ لِوالِدَيَّ
« 4 »
. »
« 1 - »
آوردهاند در قصص كى چون « 5 » حواريان مر عيسى را گفتند ، اگر تو بصدق رسول خدايى و ترا به راستى « 6 » فرستادهاند « 7 » ، يكى را از آن قوم كى با نوح در كشتى بودند زنده گردان ، تا با ما مجالست كند و عجايب آن كشتى ما را حكايت كند . عيسى در بن گورى « 8 » بود ، دست برد « 9 » و قبضهاى خاك برگرفت و گفت : « هذا « 10 » حام بن كعب ابن نوح . » گفتند او را زنده گردان گفت : « يا حام قم باذن اللّه . » در ساعت « 11 » آن شخص زنده گشت ، روى زرد و موى او سپيد . پرسيدند او را كى : تو كيستى ؟ گفت :
« انا حام بن كعب بن « 12 » نوح . » گفتند : ترا اجل به جوانى رسيد يا به پيرى ؟ گفت :
نه « 13 » ، به جوانى . گفتند : چرا موى تو سپيد است ؟ گفت : يا روح اللّه چون آواز تو به من رسيد « 14 » كى گفتى برخيز ، گفتم مگر قيامت است ، از بيم عرض قيامت اين موى سياه من سپيد شد « 15 » و گونهء سرخ من « 16 » زرد گشت .
لطيفه « 17 » :
مسلمانان ، آنك دربند عصمت بود « 18 » و آراستهء زيور نبوت بود و بر بساط وفا و طاعت بود ، او را از بيم قيامت اين همه خوف و خشيت بود . « 19 » آنكس كى موسوم گناه و زلّت بود بلك مايهء جرم و معصيت بود ، چه گويى « 20 » حال او به قيامت
هامش
( 1 ) - بيزار شدم
( 2 ) - سوم
( 3 ) - + قوله تعالى
( 4 ) - + و لمن دخل بيتى مؤمنا
( 5 ) - ندارد
( 6 ) - + بخلق
( 7 ) - فرستاده است
( 8 ) - درين حالت
( 9 ) - بزد
( 10 ) - + كعب
( 11 ) - حال
( 12 ) - « كعب بن » ندارد
( 13 ) - « نه » ندارد
( 14 ) - آمد
( 15 ) - گشت
( 16 ) - ندارد
( 17 ) - موعظهاى
( 18 ) - ندارد
( 19 ) - + چگويى
( 20 ) - ندارد
( 1 - ) سورهء ابراهيم / 42