يابم « 1 » . شبى از شبها « 2 » بورد خويش مشغول بودم ، ابليس بيامد تا مرا وسوسه كند ، عصا برگرفتم و رو به دو « 3 » نهادم ، مرا گفت : اى مدّعى عصا بينداز كى من از تو نترسم .
گفتم : پس از كه ترسى ؟ گفت از مردان . گفتم : من از زمرهء مردان نيم « 4 » ؟ گفت :
نه . گفتم : پس « 5 » ايشان كيانند ؟ گفت : آناناند كى درين ساعت « 6 » در مسجد شونيزيه در بوستان خاطر « 7 » خويش در جولانند . برخاستم « 8 » و از زاويه بيرون آمدم و بشتاب « 9 » رفتم « 10 » ، چون به مسجد شونزيه رسيدم « 11 » ، از شكاف در درنگرستم ، چهل كس را از عبّاد و اوتاد روزگار « 12 » ديدم سر به گريبان فكرت فروبرده ، بر زبر سر « 13 » هر يكى قنديلى از نور آويخته ، چون چشم من بريشان « 14 » افتاد ، يكى ازيشان سر برآورد و گفت :
يا با سعيد « 15 » بازگرد كه به دلالت ابليس « 16 » آمدهاى ، و آنك به دلالت ابليس « 17 » آيد با صحبت « 18 » مردان راه نيابد . « 19 » قال اللّه تعالى :
« وَ إِنَّ اللَّهَ لَهادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ . »
« 1 - » [ 68 ب ] گفت « 20 » : دليل هدايت راه طالبان منم ، اگر دليل عنايت من نبودى هرگز « 21 » طالب به من راه نبردى ، آن را كى دليل شيطان باشد ، بصحبت مردان راه نيابد ، آن را كى دليل رحمن بود ، از حضرت « 22 » قبول محروم كى ماند . « 23 »
بيت
در عشق دليل من دلال تو بس است * آرايش دهر را جمال تو بس است
هامش
( 1 ) - بيابم
( 2 ) - « از شبها » ندارد
( 3 ) - برو
( 4 ) - من نه از زمرهء مردانم
( 5 ) - ندارد
( 6 ) - « درين ساعت » ندارد
( 7 ) - خواطر
( 8 ) - در متن : برخواستم
( 9 ) - در متن : بشام
( 10 ) - مىآمدم
( 11 ) - ندارد
( 12 ) - زمانه
( 13 ) - ندارد
( 14 ) - بدان
( 15 ) - ابا سعيد
( 16 ) - شيطان
( 17 ) - شيطان
( 18 ) - بصحبت
( 19 ) - + لطيفه
( 20 ) - + تعالى و تقدس
( 21 ) - ندارد
( 22 ) - + او جز راه نيابد
( 23 ) - « قبول محروم كى ماند » ندارد
( 1 - ) سورهء حج / 53