ز
زاهدان / 81
زنادقه / 528 ، 533 جمع زنديق
gidneZ
، معرّب
kidnaZ
است . در نگارشهاى فارسى به معناى ملحد ، بيدين و دهرى ، به كار رفته است .
زنّارداران / 533 زنّاربندان . زنّار عبارت بوده است از كمربندى كه ذميان نصرانى در جهان اسلام اجبارا به كمر مىبستهاند تا نشانهاى باشد براى تفكيك آنها از مسلمانان . سمعانى زنّار را خاص نصارى به كار برده ، و براى نشانهء گبران ( زردشتيان ) از كلاه گبرى ياد كرده است .
زنديق / 56 ، 199 - زنادقه
س
سامانيان / 400
سحرهء فرعون / 242 - جادوان فرعون
سلطانان / 62
سنّى / 219 اين كلمه كه در رسائل منسوب - اعم از اصيل و نااصيل آن - به خواجه عبد اللّه انصارى و ديگر نگاشتههاى عرفانى اين دوره ، چونان آثار ژنده پيل هم به كار رفته است ، گاه به مفهوم اهل سنّت و جماعت است و گاه به معناى آن كه پيرو سنّت رسول ( ص ) مىباشد .
ص
صديقان / 35
صورتگران / 80 نقّاشان و صورتگران ، كه ذكر آنان - كه اهل چين بودهاند - در متون فارسى خانقاهى بكرّات آمده است .
ط
طبايعيان / 185 جمع طبايعى ، منسوب طبايع : آب ، باد ، خاك و آتش . آنان كه دهر و طبيعت را آفرينندهء جهان مىدانند ، آنان كه خلقت آدمى را به چهار طبع مذكور نسبت مىدهند .
ع
عابدان / 81
عارفان / 54
عاشق سوخته / 32
عاشقان / 16 ، 47 ، 48