تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى ) — صفحة 567

مساهمون:

ص٥٦٧

66 .

- المقسط الجامع مقسط : داد دهنده بود و قاسط : جوركننده ، و حقّ - عزّ و علا - ظلم نكند بر كس ، و كس بر وى ظلم نكند كه عادل است و ظلم بر كس نكند 1 ، و عزيز است كس بر وى ظلم نتواند كرد . و معنى عدل در پيش رفته است . امّا جامع : فراهم آرنده بود .
يَوْمَ يَجْمَعُكُمْ لِيَوْمِ الْجَمْعِ
،
فَكَيْفَ إِذا جَمَعْناهُمْ لِيَوْمٍ لا رَيْبَ فِيهِ ،
الآية و قال - جلّ جلاله :
يَوْمَ يَجْمَعُ اللَّهُ الرُّسُلَ .
اين خلقى كه امروز به جمع و منع مشغول‌اند ايشان را روز جمعى در پيش است كه صفت او اين است كه لو قيل للقيامة مم تخافى لقالت من القيامة . فردا كه خلق را حشر كنند به دو گروه باشند : گروهى مىگويند : اين الطّريق الى اللّه . و گروهى مىگويند : اين الفرار من اللّه ؛ راه گريز كدام است . گروهى پالوده و گروهى آلوده ،
وَ يَقُولُونَ : يا وَيْلَتَنا ما لِهذَا الْكِتابِ لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصاها .
ابن عبّاس مىگويد : الصّغيرة التبسّم و الكبيرة القهقهة . آن عزيزى بود از اعداد ابدال ، گفت : وقتى نامه‌اى نوشته بودم به دوستى و در خانه‌اى به كرا بودم 2 ، خواستم كه آن نامه را خاك پر كنم تا خشك شود ، بر دلم بگذشت كه اين جرئت نشايد كردن . باز گفتم : اين مقدار سهل بود قدرى از آن خاك بر آن نامه پاشيدم ، همى هاتفى ندا كرد : سيعلم المستخفّ بتتريب الكتاب ما يلقى غدا عند اللّه من طول الحساب . در حكايت آورده‌اند كه مردى بود پسرى داشت و آن پسر را نيك دوست داشتى ، چنان كه
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى ) — صفحة 567 | نجيب مايل هروى / شهاب الدين احمد سمعانى