تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى ) — صفحة 519

مساهمون:

ص٥١٩
كند . در هژده هزار عالم سايه‌اى نامبارك‌تر از پنداشت نيست ، و اخلاص است كه پنداشت را هزيمت كند . ابراهيم شيبان گفت قدّس اللّه روحه : چندان در راه رياضتها كردم و نفس را به خنجر قهر /
b
174 / بسمل كردم ، حتّى بقيت انا بلا انا 18 ، من بماندم بىمن . درويش را به درگاه توانگر جز فقر و فاقه بردن روى نيست . فرزندان يعقوب - صلوات‌الله‌عليه - به نزديك يوسف فقر و فاقه بردند ، گفتند :
وَ جِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ .
لاجرم يوسف نقاب از جمال خود برداشت و بدين زفان پيش آمد كه
لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ .
عزيز بود ديده‌اى كه به عجز بشريّت و فقر و فاقهء آدميّت باز شود . از صفت علم خود خبر داد كه
أَنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ، *
و از صفت جهل ما خبر داد كه
إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا .
از صفت قدرت خود خبر داد :
إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ، *
و از صفت عجز ما خبر داد كه
ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا عَبْداً مَمْلُوكاً لا يَقْدِرُ عَلى شَيْءٍ .
از صفت عزّت خود خبر داد كه
فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً ، *
و از صفت ذلّ ما خبر داد كه
وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ .
از صفت تنزيه و تقديس خود خبر داد :
سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ ،
و از صفت آلودگى ما خبر داد كه
أَ لَمْ نَخْلُقْكُمْ مِنْ ماءٍ مَهِينٍ .
از صفت بقاى خود خبر داد كه
وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ ،
و از صفت فناى ما خبر داد كه
كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ .
از صفت حيات خود خبر داد كه
وَ تَوَكَّلْ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لا يَمُوتُ ،
و از صفت ممات ما خبر داد كه
إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ .
چون ربوبيّت صفت او بود كه
رَبُّكُمْ وَ رَبُّ آبائِكُمُ الْأَوَّلِينَ ، *
عبوديّت صفت ما آمد كه
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ .
چون وحدانيّت صفت او بود كه
وَ إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ ،
ازدواج و مشاركت صفت ما آمد كه
وَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ .
باز چون از محبّت خبر داد چنان كه خود را محبّت اثبات كرد ، ما را محبّت اثبات كرد كه
يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ .
اينجا رمزى بايد كه محبّان را روح روح زيادت گردد : علم و قدرت و حيات و تقديس و بقا و وحدانيت صفت ذات او بود و ذات او - جلّ جلاله - مقدّس و منزّه بود ، اين صفات به وى لايق آمد ، سبحان الذى تعطف بالعز و لاق به . باز چون به ذات آدمى مىنگريستند ، ذات آدمى آلوده و شوريده بود ، كدرى 19 تيرهء آب و گلى ؛ لاجرم چندان صفات 20 در وى پيدا آمد ، امّا موضع محبّت كه هست ، دل است ، و دل زر خالص است و گوهر بحر نحر است و ياقوت كان سرّ است . دست هيچ غير به وى نارسيده ،
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى ) — صفحة 519 | نجيب مايل هروى / شهاب الدين احمد سمعانى