آزاد و متصرفانه به نثر فارسى ارائه دهد ، كه اين طرز كار مؤلف در شق نخست ، حاكى از تسلط اوست بر شعر فارسى و عربى ؛ و در شق دوم ، نمونههايى است از ترجمهء بسيار زيباى شعر عربى به نثر فارسى . به اين دو نمايه توجه بفرماييد :
شعر
رجلان خيّاط و آخر حائك * متقابلان على السّماء الاوّل
لا زال ينسج ذاك خرقة مدبر * و يخيط صاحبه ثياب المقبل
بيت
بر فلك بر ، دو مرد پيشهورند * زان يكى درزى و دگر جولاه
آن ندوزد مگر كلاه ملوك * وين نبافد مگر گليمِ سياه
/
a
6 /
شعر
ضاعف علىّ بحقك البلوى * و اصرف فؤادى بالذى تهوى
فاذا فعلت الكلّ فىّ و لم * تترك لعبدك حالة ترجى
فانظر فهل عن قلبى انقلبت * عمّا يحبّ بحالة اخرى
معنى اين ابيات آن است : به حق تو كه بلا بر من مضاعف گردانى ، در خزانهء بلا گشايى و بلا دمادم كنى و دلم را گوى ميدان بلا كنى به چوگان قهر ، چنان كه خواهى مىاندازى ، چون تير باران بلام كردى آنگه نظر كن به من ، اگر ذرهاى دلم از دوستى عدول كرده باشد حكم كن حسين مرتد طريقت است . /
a
144 / .
به اعتبار آراء و اخبار خانقاهى
سواى فوائد ادبى ، روح الارواح يكى از منابع بسيار اصيل در تاريخ تصوف و عرفان خراسان و جهان اسلام است ، منبعى مربوط به روزگارى كه تصوف خراسان سيماى خود را نموده بوده است . بدون ترديد ، اين كتاب در شناخت تعريفات و مصطلحات خانقاهى ، و پسندها و آداب صوفيانه ، و تأويلات عرفانى از آيات قرآنى و احاديث قدسى و نبوى ، يكى از غنىترين نگاشتههاى ديرينه و موجود به زبان فارسى است ، كه بىتوجهى به آن به منزلهء بىتوجهى ماست به زيبايىشناسى يافتههاى