خانقاهيان . بهطور مثال ، مسألهء بهشت و دوزخ در نظر عارف و صوفى را در بيشترينهء نگاشتههاى عرفانى پيش از سمعانى و پس از او خواندهايم ، ولى زيبايى كه سمعانى به اين انديشه داده در گيرايى آن تأثيرى ديگر دارد ، تأثيرى كه در ضمن انفعال خواننده ، او را به بزرگى جوهرش و عظمت همتش آشنا مىكند ، و نيز هم به قرار و آرام درونش مىرساند . به اين عبارت توجه بفرماييد :
باللّه العظيم كه آدم بود كه قدر بهشت بر كف وى نهاد ، در جملهء موجودات عروسى زيباتر از بهشت نبود ، چهرهاى به آن جمال و پيرايهاى به آن كمال كه او داشت . همى سلطان همت آدم از عالم غيرت غيبى درآمد و قدر او بر كف او نهاد و بهاى او در ترازوى كرد . بهشت به فرياد آمد كه ما طاقت اين مرد بىباك نداريم . اى جوانمرد ! اگر فردا در بهشت شوى ، به گوشهء چشم دل به وى بازنگرى ، حقّا و حقّا كه در همت آدميت قاصر باشى . چيزى كه پدرت آن را به دانهء گندم بفروخت ، چه كرا كند رخت آنجا فرو نهادن . /
a
28 / .
مجموع نكتهها و دقيقههاى نازك و باريك عرفانى كه در روح الارواح به آنها پرداخته شده با هنرمندى تمام به گونهاى تعبير شده است كه حسّ جمالشناسى خواننده را بر مىانگيزد ، و همين انگيزش است كه بر گيرايى و تأثير آن نكتهها مىافزايد .
به عبارتى ديگر ، سمعانى نكتهها و يافتههاى عرفانى و انديشههاى خانقاهى را به گونهاى مستقيم و مدرسى نمىآورد ، هنر او در نشان دادن مطالب عرفانى ، به شيوهء غير مستقيم است ، هرچند كه در بعضى از موارد از شيوهء مستقيم در القاى مفاهيم بهره برده ، و ليكن در بيشتر موارد كوشيده است تا نكات عرفانى را طراز حرير چشمنواز و دلانگيز و در عين حال انديشه برانگيز بيان بسازد . بهطورى كه با چنين شيوهاى ، مؤلف صدها واژهء خانقاهى « 78 » را - مانند يقين ، علم يقين ، عين يقين ، حق يقين ، حقيقت حق يقين /
b
34 / سكر ، صحو ، محو ، محق ، صعق /
a
130 / تجريد ، تفريد ، سرّ ، مشاهده ، معاينه /
a
140 / بعد و قرب /
b
140 / وجد ، حال ، سجّاده ، مرقّع ، حركت ، سكون /
b
206 / - بسيار زيبا و در عين حال دقيق ، چنان تعريف كرده است كه خواننده را بهطور مستقيم با تعريفات خشك و ملالتآور روياروى نمىگرداند ، و همچون كتابهاى مدرسى عرفانى بابى و فصلى از براى تعريفها و حدّ و رسم واژههاى خانقاهى نمىگشايد .
هامش
( 78 ) - در پايان كتاب فهرستى جامع از مصطلحات ، واژهها و تعبيرات خانقاهى را آوردهام و در اينجا به نمودن چند نمونهء آن بسنده كردهام .