تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى ) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
عصمت ما پاك بود ؛ نه به قوّت خود . آدم را بيافريد و بفرمود كه وى را سجود كنيد ، و آن يكى را داغ خذلان برنهاده بودند و رقم خسار بر رخسار بر كشيده 32 ، چون عصمت من يار نبود سر باززد ، بنمود به ايشان كه اگر شما را از ما عصمت نبودى از شما همان آمدى كه از او ؛ و ليكن موافقت شما در امرى كردم ، هنر شما نبود عصمت ما بود تا نيز هيچ مطيع نظارهء طاعت خود نباشد ليكن نظارهء منّت ما بود . چون ملايكه اين سخن بگفتند ، ربّ العزّة فرمود كه
إِنِّي أَعْلَمُ . *
من از آدم چيزى دانم كه شما ندانيد ، كه بر يك زلّت كه به نسيان يا به تأويل بود سيصد سال بگريست ، و گريستن بر زلّت از بيم فراق بود ، و بيم فراق از تأكّد محبّت بود ، و من آن دانستم و شما ندانستيد . و از اين عجب‌تر هست : ما در صدف صلب آدم كه بحر قدرت ماست ، درّى نهاديم كه غوّاص مشيّت بر خواهد آورد و بر ساحل بحر قرآن 33 بنهاد . چنان كه نصّ كتاب گفت :
كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ .
من آن دانستم و شما ندانستيد . و نيكوتر از اين همه هست : انى اعلم من اولاد هذه الخليفة احدا هو سيد الاولين و الآخرين و انتم لا تعلمون . من از اولاد اين خليفهء خود يك مرد مىدانم كه سيّد اوّلين و آخرين است ، اگر من زلّت آدم و جملهء ذرّيتش به وى بخشم وى را آن منزلت و رتبت هست . من از اين مفسدان كه شما گفتيد عفو كنم تا عزّ رسالت 34 و كمال جلالت حالت او آشكارا گردد و السلام .

اختلاف نسخه‌ها

شرح
( 1 ) . آ : به رضا ( 2 ) . آ : رقم هجران بركشند ( 3 ) . كب ، آ : گفتند ( 4 ) . آ : تاختن آورد ( 5 ) . آ ، كب : افتادى است ( 6 ) . آ : ما عشق بالاختيار ( 7 ) . آ : سر دار يا سر تخت ( 8 ) . آ : در گرفت ( 9 ) . تو : « الخلوة من . . . غار حراء » را ندارد ( 10 ) . مج ، آ : ما كان و ما لم يكن ( 11 ) . آ : بودند ، تو : مرد نيز مرد بود بدان بنگرستند ( 12 ) . آ : تخييلى . . . اباطيلى ، تو : گفتند اين چندان كه مايهء سحر و تخييلى و شعبده كه محض گبرى و اباطيلى نقاب از روى برداريد ( 13 ) . آ : بينى ( 14 ) . آ : بسيار است ( 15 ) . مج : بحر عزت ( 16 ) . تو : برخاست ( 17 ) . مج ، آ : « و محل اميد . . . زده » ندارد ( 18 ) . آ : رسيد ( 19 ) . كب : « الثانى انهم . . . تعلمون » ندارد ( 20 ) . مر : تأويلان ( 21 ) . آ ، مج : ولايات ( 22 ) . مر : فرمودن ايشان را ( 23 ) . آ : و با + آن ( 24 ) . مر : « و بعضى گفتند تا خليفه . . . سپارم » ندارد ( 25 ) . آ : اين اشارتى و جانها در اين ( 26 ) . آ ، كب : كردم + و گفتم ( 27 ) . آ : خدمت ( 28 ) . آ : و اگر خلق همه عالم روى به مخلوقى آرند هم بنده‌اى بود ( 29 ) . مر : اگر ملايكه ( 30 ) . مر : مفلس‌ايم ( 31 ) . آ : نوميد نگردد ( 32 ) . آ : رقم خسار بر كشيده ( 33 ) . آ : فطرت ( 34 ) . آ : عذر رسالت .
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى ) — صفحة 407 | نجيب مايل هروى / شهاب الدين احمد سمعانى