در آتش دوزخ بر روى مىخواهند كشيد . باز اهل سنّت را
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ .
اوّل ما خلق اللّه القلم . اوّل كه آفريد بارى - عزّ اسمه - قلم آفريد ، و قلم كه رود سرنگون رود از تواضع . خاطر مىانديشد و قلم از سرنگونى اثبات مىكند 24 . اوّل ما خلق اللّه تعالى القلم ، فقال له : اكتب ، فقال : ما ذا اكتب ؟ فقال جلّ جلاله : ما هو كاين الى يوم القيامة .
هر كه سرنگونى اختيار كرد نفى وى عين اثبات كنند ، و فناى وى عين بقا سازند . اهل بدعت سرافرازاناند ، و اهل سنّت خاكآلودگاناند 25 .
مرد نه آن است كه روى به كعبهء صورت آرد /
b
119 / و سجودى كند ، مرد آن است كه پشت به روم هوا آرد و دل به قبلهء هدى ، و ميتين مجاهدت مىزند تا آب مشاهدت از چشمهء موافقت برجوشد ، آنگه خضروار آنجا غسلى كند تا زندهء ابد شود 26 .
اختلاف نسخهها
شرح
( 1 ) . آ : + نامى است از نامهاى حق جل جلاله ، و نص كتاب به آن ناطق است قال الله تعالىوَ كَفى بِاللَّهِ حَسِيباً *( 2 ) .
تو : مفعول است
( 3 ) . آ : از + مردان
( 4 ) . آ : اين حديث كه
( 5 ) . آ : غنى است . . . فقير است
( 6 ) . آ : به دادن + فقر اختيار كرد و غنى دست بداشت و آخذ فقر رها كرد و غنى اختيار كرد
( 7 ) . مر : تشرقوا
( 8 ) . آ : كافر گردد
( 9 ) . مر : و اين
( 10 ) . مج ، آ : « الانس بالمعدوم . . . الاغيار » ندارد
( 11 ) . مج : « الفقر التجرد . . . عن الاملاك » ندارد
( 12 ) . آ : و از بو على دقّاق مىآيد كه او چنين گفت
( 13 ) . كب : بيت « گر من سخنى . . . دربستى » را ندارد
( 14 ) . آ : خواهد . . . خواهد
( 15 ) . آ : راهى است كه پدر را پسر ببايد داد و پسر را پدر ببايد داد
( 16 ) .
مج : و فتاتات الكبد
( 17 ) . آ : مىجويند
( 18 ) . آ : با او كار
( 19 ) . آ : از جاى ازعاج كند
( 20 ) . آ : افتاده بودم
( 21 ) . آ : در مبنديد
( 22 ) . كب ، آ : سرمايه داريد به يك داو بزنيد
( 23 ) . آ : شيخ الاسلام + پدر خواجه امام مظفر سمعانى گفتى
( 24 ) . آ : + وضع الخد للحق عز قلم چيست ؟ پيش گويى ضمير و فكرت عقل و بصيرت پايبند حديث و رؤيت اثباتها به قلم حواله كردند
( 25 ) . آ : خاكآلودانند
( 26 ) . تو : زندهء جاويدند ، آ : + و صلى الله على محمد و آله .