تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 34

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٣٤
در اين بخش از مقدمه - كه به شعر و شاعرى سمعانى اختصاص دارد ناخوش نمىافتد . « وقتى بر خاطر ما مىگذشت اين ابيات » :
آن چه عهدى بُد كه ما را دولت و اقبال بود * از محبت پرّ و فر و از مودّت بال بود
سالها در عالم وصلت بجز يك دم نبود * يك دم اندر كوى هجرت بُعدِ سيصد سال بود
چون بَزيدى « * » در رياض وجد ، باد مجد و لطف * صد هزار ابدال را زان باد ، وجد و حال بود
گوهر درياى لطف لم يَزَل را بىعلل * فضل ربانى و جود ذو المنَن دلّال بود
همت عشاق حضرت در مطاف رَوح رُوح * روز و شب طوّاف بود و دم بدم جوّال بود
مجلسى از انس بود و جام باده از سرور * دوستان با هم نشسته لطف حق قوّال بود
صد هزار اسرار دل بُد دوستان را در ميان * پردهء اسرار يادِ جعد و زلف و خال بود
خانه از تجريد بود و جامه از تفريد بود * لقمه از توحيد بود و شربت از افضال بود
هر قدح كز دست غيب آمد به سوى دوستان * از شراب دولت و اقبال مالامال بود
از قبول و از وصول و از بقا و از لقا * روزمان مسعود بود و قبله‌مان اقبال بود

6 . مبانى فكرى و عرفانى سمعانى

يكى از مبانى اصيل در تصوف خراسان ناديده گرفتن اصول عرفانى است به
هامش
( * ) بزيدن ، وزيدن .
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 34 | نجيب مايل هروى / شهاب الدين احمد سمعانى